دانلود سریال نیسان آبی

پست شده بوسیله ی arteeha 2021/12/27 01:09:19 0 نظرات

نیسان آبی یک مجموعه نمایش خانگی ایرانی به کارگردانی منوچهر هادی تهیه‌کنندگی احسان ظلی پور است که از ۲۸ مهر ۱۴۰۰ در سرویس استریمینگ فیلیمو پخش می‌شود داستان اصلی سریال دربارهٔ دو دوست می‌باشد که از کودکی رابطه بسیار صمیمی با یکدیگر داشته‌اند و ماجراهای اصلی از زمانی شروع می‌شود که جمشید شخصیت اصلی داستان با رفتن به سینما با جمشید هاشم پور آشنا می‌شود.

سریال نیسان آبی

سریال نیسان آبی چطور ساخته شد ؟

علاوه بر بازیگرانی مانند حسین یاری و یکتا ناصر که اغلب با هادی در پروژه های قبلی همکاری کرده اند، بازیگران مشهوری از جمله جمشید هاشم پور، علیرضا خمسه، مهران غفوریان و سحر قریشی نیز در این سریال به ایفای نقش پرداخته اند.

جمشید قاسم پور مرد جوانی است که عاشق جمشید هاشم پور و نیسان آبی است. عشق به این بازیگر پیشکسوت و البته نیسان آبی باعث وقوع اتفاقات مختلفی می شود که مسیر زندگی او و دوست صمیمی اش را تغییر می دهد.

سریال نیسان آبی

به وجود آورنده سریال نیسان آبی چه کسی است ؟

منوچهر هادی که یکی از پرکارترین کارگردانان سال های اخیر سینما و شبکه نمایش خانگی بوده است. از ساخته های این کارگردان می توان به «رحمان 1400» و سریال «دل» اشاره کرد.

سریال نیسان آبی دارای یکسری حواشی نیز می باشد :

مانند دیگر کارهای منوچهر هادی، «نیسان آبی» در بخش فیلمنامه بی محتوا و بسیار کِش دار است.

خلق این حجم از شوخی های بی مزه که در آن بازیگران به زور قصد خنده گرفتن از مخاطب دارند واقعاً عجیب است!  گریم و طراحی لباس سریال «نیسان آبی» فاجعه بار است.  بازی بازیگران «نیسان آبی» به شدت بد است. سریال فاقد ایده یکدست برای روایت قصه است به طوری که گاهی کمدی است، گاهی درام و حتی گاهی ملودرام!

«نیسان آبی» بازیگران مشهوری دارد اما به نظر، اصلی ترین دلیل برای تماشای سریال می تواند وجود منوچهر هادی به عنوان کارگردان در سریال باشد. شاید اصلی ترین سوالی که مخاطبین سریال «نیسان آبی» قبل از تماشای این سریال باید از خود بپرسند این است که چرا و با چه هدفی قرار است این سریال را دنبال کنند؟ آیا سریالی که نه می خنداند و نه اصولاً می داند فرامتن چیست و به چه کاری می آید، سریال نیسان آبی یک طنر متفاوت است که میتواند یکسری مخاطب خاص خود را داشته باشد.

سریال نیسان آبی

از جنبه‌ی کارگردانی سریال نیسان آبی با آن‌که یک اثر معمولی در دنیای تلویزیون محسوب می‌شود، اما یک سر و گردن بالاتر از سایر فیلم‌های منوچهر هادی است. حداقل قسمت اول را می‌توان به شدت خوش ‌ساخت دانست. استفاده از اسلو موشن‌ برای خلق موقعیت طنز، فلش‌بک‌های به‌جا به دهه شصت و فضاسازی‌های کاملا درست، بهره‌برداری درست از عنصری به اسم نیسان آبی برای بامزه کردن سکانس و سایر تدابیر باعث شده تا این سریال بدون اتکا به شوخی‌های جنسی حداقل در قسمت اول بتواند مخاطب را برای چند لحظه هم که شده بخنداند. قسمت اول سریال نیسان آبی از تمامی جوانب یعنی داستان، بازیگری، کارگردانی و جنبه‌های فنی یک اثر قابل قبول محسوب می‌شود و باید اعتراف کرد اینبار منوچهر هادی تلاشش را کرده تا متفاوت ظاهر شود؛ گویا او بالاخره به حرف منتقدینش گوش کرده است.

حسین یاری در سریال نیسان آبی با تیپ و قیافه‌ای جالب به بازی در نقش جمشید می‌پردازد و انصافا باید گفت که چنین ایفای نقشی را از این بازیگر انتظار نداشته‌ایم. او که به اقتضای فیلم‌نامه باید شبیه به جمشید هاشم‌پور بازی کند، توانسته همْ بازیِ خودش را نشان دهد و هم ته مایه‌ای از بازیِ هاشم‌پور را. از طرفی دیگر مهران غفوریان نیز با آن‌که دیگر مثل گذشته با تیپ و ظاهر بامزه‌اش نمی‌تواند دلربایی کند، همچنان در طنازی یک قدم جلوتر از سایر هنرمندان کمدین این مرز و بوم با اختلاف قرار می‌گیرد. غلامرضا نیک‌خواه نیز با آن‌که در یک سکانس بیشتر حضور نداشته اما به شدت موقعیت طنز و جذابی را به وجود می‌آورد. سایر بازیگرها یعنی بهناز جعفری و یکتا ناصر فعلا بازی‌شان را می‌توان در حد قابل قبولی دانست و باید دید آیا در آینده می‌توانند هنرنمایی چشمگیری داشته باشند یا خیر. هر چه باشد، سریال نیسان آبی دارای لیست بلند بالایی از ستاره‌های مشهور سینما و تلویزیون است و باید منتظر ورود دیگر بازیگران به این سریال ماند.

ماجرای دزدیده شدن نیسان آبی به نظر می‌رسید که یک موضوع کش‌داری باشد که شخصیت‌های اصلی داستان باید به دنبال این ماشین بگردند، اما موضوعی است که در قسمت دوم حل و فصل می‌شود. با این حال این‌که چگونه در درجه‌ی اول رضا می‌خواهد به جمشید چنین حقیقتی را بگوید و این‌که چطور جمشید مسئله‌ی سرقت نیسان آبی را درک کند، علامت سوال‌های مهمی هستند که سناریو می‌بایست حول این دو موضوع مانور دهد. خوشبختانه سناریوی قسمت دوم در جواب به این سوالات موفق است. قسمت دوم بهتر از قسمت اول از جنبه‌ی روایت عمل می‌کند و باید اعتراف کرد داستان نیسان آبی کشش لازم را دارد تا مخاطب را به دنبال خود بکِشد اگر به این رویه ادامه دهد. یعنی جذابیت داستان بر اساس تعداد حوادثی باشد که بر سر شخصیت‌های قصه نازل می‌شود، نه یک اتفاقِ کش‌دار و لوس که در بسیاری از کارهای کمدی به چشم می‌بینیم.

از نظر ایفای نقش همچنان بازی مهران غفوریان در صدرِ لیست بهترین‌های نیسان آبی قرار می‌گیرد؛ حسین یاری در یک پله بعد و در انتها نیز بازیگرهای خانم داستان. با این حال صحنه‌ی داخل منزل که همه منتظر هستند تا رضا با شعرِ به ظاهر مفهومی‌اش مسئله‌ی سرقت نیسان را به جمشید حالی کند، به شدت دیدنی از آب در آمده و تمام بازیگرانِ جلوی دوربین بازی قابل قبولی از خود نشان می‌دهند. شاید تنها فردی که اصلا نتوانسته جای خودش را به دل مخاطب باز کند، ظلی پور است که شخصیت‌پردازی ضعیفش نیز در این امر بی‌تاثیر نبوده. قسمت دوم سریال نیسان آبی با خلق موقعیت‌های طنز و کارگردانیِ صحنه‌های به‌جا باعث شده تا هم به واسطه‌ی دیالوگ‌ها کمی بخندیم و هم به دلیل قرارگیری کاراکترها در یک موقعیت خاص.

سریال نیسان آبی

کارگردانی قسمت پنجم اسباب خنده‌ی زیادی را فراهم نمی‌کند. اول این‌که دیگر فرمِ سریال مثل گذشته نیست و این عقب و جلو شدن در زمان و تماشای دو مدل فضای مدرن و سنتی در قسمت چهارم و پنجم دیگر تقریبا به عدد صفر نزدیک شده است. از طرفی اگر بخواهیم به موقعیت‌های طنز قسمت پنجم نیز نگاهی بیندازیم، علنا چیز آنچنان باب میلی مشاهده نمی‌کنیم. نه این‌که کارگردان تلاش خاصی نکرده باشد، چیزی که جلوی دوربین می‌بینیم مسئله‌ی خنده‌داری برای‌مان نیست. مسئله‌ی مهم دیگری که باید به آن توجه کرد، زیرمتنِ پر از خالیِ بستر داستان سریال نیسان آبی است. از آنجایی که در دو، سه قسمت ابتدایی صرفا با فضاسازی‌ها، شخصیت‌ها، دنیایشان و روابط حاکم بین‌شان در حال آشنا شدن بودیم، این موضوع که سریال مفهوم یا مفاهیم خاصی در بدنه‌اش دیده نمی‌شد، نقطه منفیِ چندان حادی نبود اما پس از گذرِ پنج قسمت دیگر باید بفهمیم چه چیزی قرار است به بیننده جدا از سرگرمی و وقت تلف کردن برسد. گفتنِ یک دیالوگِ کوتاهی مثل «فقط دستِ پدر و مادرت را ببوس» شاید یک بار اثرگذار باشد، اما تکرار کردنش در چندین و چند سکانس مختلف از زبان شخصیت‌های مختلف صرفا باعث می‌شود تا مخاطب علنا حالش از این عبارت و جمله به هم بخورد. از طرفی این مسئله در ذهن بیننده شکل می‌گیرد که یعنی واقعا سریال حرف دیگری ندارد که به جز این جمله به بیننده بزند؟ سریال نیسان آبی در قسمت پنجم در جذب مخاطب نه تنها ناموفق عمل می‌کند، بلکه هر آنچه در سه قسمت ابتدایی با موفقیت کاشته بود را در حال نابودن کردن است.  

 

نوشتن یک نظر