درباره وودی آلن

پست شده بوسیله ی arteeha 2021/12/06 18:38:09 0 نظرات

آلان استوارت کانیگزبرگ با نام کنونی وودی آلن را باید از اسطوره‌های زنده سینمای جهان دانست که برای سینما هم نوشتن هم کارگردانی و هم بازی کرد. این‌ها البته اعتبار جایگاه حرفه‌ای او را رقم نمی‌زند که خیلی‌ها صاحب این تجربه‌های گوناگون در سینما بودند. آنچه وودی آلن را به فیلمسازی ویژه بدل می‌کند جهان ویژه سینمایی اوست که هم خاص اوست و هم خاص است. جهانی که خنده و خرد را در هم آمیخته و در نهایت مخاطب را به تفکر دعوت می‌کند. برای فهم جهان سینمایی آلن، شناخت جهان کودکی و محیط و شرایطی که در آن بزرگ شده را نباید دست کم گرفت.

به ندرت پیش می‌آید فیلمی از وودی آلن ببینید و بعد از تماشایش حالتان گرفته باشد، افسرده و ناراحت باشید و به دنیا لعنت بفرستید. برعکس، دیدن فیلمی از وودی آلن به شما دیدگاهی نو و تازه از زندگی می‌دهد و کاری می‌کند تا روزمرگی‌های پر از ملال را بهتر تحمل کنید. او که بهتر و زودتر از همه‌ی ما درک کرده زندگی چیزی نیست جز در هم تنیدگی ماجراهای تصادفی و بی‌معنی، همیشه سعی‌اش را می‌کند تا با فیلم‌هایی که می‌سازد در درجه‌ی اول سر خودش را گرم کند، و در درجه‌ی دوم مخاطبانش را برای لحظاتی کوتاه از بدبختی‌های زندگی برهاند. می‌داند شاید هرگز به پاسخ بی‌شمار سؤال فلسفی و عمیقی که ذهن همه‌مان را درگیر کرده نرسیم، و خوب متوجه است که غرق شدن در سیاهی‌های دنیا چه خطر مهلکی دارد. برای همین همه را دعوت می‌کند تا به صندلی‌هایشان تکیه بزنند و از نمایش لذت ببرند.

وودی آلن woody allen

وودی آلن تلخی‌ها و گزندهای دنیا و زندگی را عمیقا درک کرده، چون می‌داند خیلی از این تلخی‌ها تهی از معناست. اما انقدر باهوش است که خودش را از گودالی چنین مهیب فراری بدهد و در این میان راه گریزی هم برای سینمادوستان بگذارد. وودی آلن ۸ سال از کودکی‌اش را به تحصیل در مدرسه یهودی گذرانده است؛ او حتی تعطیلات تابستانی‌اش را در اردوهای تابستانی مذهبی سپری کرده است. در آن زمان موهای قرمزرنگ او باعث شده بود تا در بین دوستان و همکلاسی‌هایش به قرمز معروف شود. با این همه تلخی اما طنازی و شوخ طبعی در وجودش ریشه داشت چنانکه از همان دوره دبیرستان به‌عنوان کمدین در نمایش‌های مدرسه ایفای نقش می‌کرد. گرچه به ورزش بیسبال هم علاقه داشت و عضو تیم مدرسه بود. از علایق او باید به موسیقی هم اشاره کرد. او از نوجوانی نواختن کلارینت را شروع کرد، با ورود به برنامه‌های تلویزیونی، او اسم کوچک نوازنده مشهور کلارینت (Woody Herman) را برای خود انتخاب کرد. با این همه میل به نوشتن همواره در او جوشان بود و بیش از هر چیز درگیرش می‌کرد. وودی آلن در سن ۱۷ سالگی رسماً نامش را به هیوود آلن تغییر داد و تا مدتی با فروختن لطیفه و داستان‌های طنزآمیز به مجلات مختلف کسب درآمد می‌کرد. وودی آلن بعد از ساخت فیلم «چه خبر، تایگر لیلی» (What’s Up, Tiger Lily) تصمیم گرفت این بار یک فیلم سروشکل‌دار کامل بسازد. «چه خبر تایگر لیلی» در واقع یک بازیگوشی تمام‌عیار بود که با کنار هم قرار گرفتن تصاویری از یک جیمز باند ژاپنی و دوبله‌ی بامزه‌ای که آلن رویش ترتیب داده بود، ساخته شد. او در ابتدا قصد داشت جری لوییس را برای کارگردانی فیلم بیاورد، ولی وقتی پیشنهادش به نتیجه نرسید، خودش کارگردانی فیلم را برعهده گرفت. تصمیم وودی آلن برای کارگردانی فیلم، از تجربه‌ی ناخوشایندش سر فیلم «کازینو رویال» (Casino Royale) محصول سال ۱۹۶۷ برمی‌گشت. گویا پشت صحنه‌ی آن فیلم به قدری شلخته و به هم ریخته بود که به آلن انگیزه داد دو سال بعد، فیلمی با کارگردانی خودش بسازد.«پول را بردار و فرار کن» اولین فیلمی بود که وودی آلن در آن هم نویسنده بود، هم بازیگر و هم کارگردان. سنتی که طی سال‌های بعد و در بیشتر فیلم‌هایش تکرار شد. آلن تصمیم گرفت فیلم را با فرمت و مدل یک مستند ساختگی یا ماکیومنتری بسازد و به این طریق شوخی‌های ویژه و منحصربه‌فرد خودش را به اجرا در بیاورد. او در مصاحبه‌ای که سال ۲۰۰۳ داشت در این باره می‌گوید: «پول را بردار و فرار کن یکی از اولین تجربه‌های ماکیومنتری و مستند‌های ساختگی بود. ایده‌ی ساخت یک مستند کمدی – که بعدها با زلیگ کامل‌ترش کردم – از اولین روزی که وارد سینما شدم با من بود. به نظرم رسید که بهترین سبک فیلم‌سازی برای طراحی شوخی و کمدی است. چون وقتی فیلم مدل مستند به خودش می‌گیرد، ناخودآگاه همه چیز انگار جدی است. و در چنین بستری، حتی کوچکترین حرکات خارج از عرف، به‌شدت خنده‌دار می‌شود. هرچیزی که جدی بودن فضا را بشکند، مخاطب را به خنده می‌اندازد. برای همین می‌توانید تمام لحظات فیلم را با خنده گرفتن از تماشاچی جلو ببرید. ایده‌‌ام این بود که تک تک صحنه‌های فیلم بامزه و خنده‌دار باشد.»

وودی آلن woody allen

میل غریزی که در وجود وودی آلن بود موجب شد او دانشگاه را نیمه‌کاره رها کند. او در سال ۱۹۵۳ به دانشگاه نیویورک رفت و در رشته ارتباطات و فیلم مشغول به تحصیل شد، اما بعد از یک سال دانشگاه را نیمه‌کاره رها کرد تا بدون آموزش رسمی به فعالیت زمینه سینما و بازیگری بپردازد. اهمیت نویسندگی در کارنامه وودی آلن را به عنوان یک فیلمساز مولف می‌توان در این واقعیت ردیابی کرد که ورودش به عرصه سینما با نویسندگی آغاز شد. کارهای او از همان ابتدا در مطبوعات و برنامه‌های تلویزیونی با استقبال خوبی از سوی مخاطبان روبرو شد و تا سال ۱۹۶۲ حدود ۲۰ هزار لطیفه برای برنامه‌های مختلف کمدی مختلف به رشته تحریر درآورد و از این راه پول خوبی به جیب زد؛ اما ازآنجایی که نویسندگی محض برایش چندان کافی نبود گاهی به‌عنوان کمدین نیز فعالیت می‌کرد و در اوایل دهه ۶۰ در بسیاری از برنامه‌های تلویزیونی حضور پیدا کرد. با این همه باید نویسندگی را مهم‌ترین وجه ممیزه شخصیت آلن دانست که بیش از هر هنر دیگری هویت حرفه‌ای او را تعیین می‌کند. جالب اینکه وودی آلن در سال ۱۹۶۵ اولین فیلم‌نامه سینمایی‌اش با نام تازه چه خبر پوسی کت، را نوشت و توانست نامزد جایزه انجمن نویسندگان آمریکا شود. در واقع نخستین جایزه او به خاطر نویسندگی‌اش بود. البته او در رزومه‌اش جایزه کم ندارد. در واقع وودی آلن کارنامه هنری درخشانی از لحاظ جشنواره‌ها دارد. او برنده جوایز اسکار، گلدن گلوب، گرمی، جوایز انجمن نویسندگان شده است. آلن برای فیلم آنی ها (Annie Hall) جایزه اسکار بهترین کارگردان و فیلمنامه و برای فیلم آنا و خواهرانش (Hannah and Her Sisters) و نیمه‌شب در پاریس (Midnight in Paris) موفق به دریافت جایزه اسکار بهترین فیلمنامه شده است.

در دهه 70 وودی آلن یک اثر هنری بسیار پر طرفداری را خلق کرد که برگردان فارسی عنوان این فیلم کمی مناقشه‌برانگیز است. در واقع bananas اشاره به دو چیز دارد؛ جمهوری بانانا که نام حکومتی خیالی است که در فیلم می‌بینیم، و bananas که در انگلیسی کنایه از وضعیتی آشفته و دیوانه‌وار است. آلن با معنای دوپهلوی این کلمه بازی کرده تا عنوان فیلمش را طراحی کند. با این حال، وقتی از او پرسیدند که چرا عنوان فیلم را «موزها» گذاشته، آلن پاسخ داد که: چون هیچ موزی در فیلم نمی‌بینیم. وودی آلن قصد داشت شوخی‌ها و جنس کمدی خودش را در یک فضای جنگی و خشن تصویر کند، بدون اینکه خشونت و جدی بودن جنگ باعث کمرنگ شدن شوخی‌ها شود. اکثر منتقدها هم‌نظر بودند که این فیلم آلن به‌شدت بامزه و خنده‌دار از آب در آمده و افتتاحیه‌ی آن را یکی از جذاب‌ترین افتتاحیه‌های فیلم‌های کمدی آن سال‌ها می‌دانستند. هرچند برخی معتقد بودند بخش عاشقانه‌ی فیلم به بقیه‌ی داستان نمی‌خورد و در جاهایی مانع شکل‌گیری شوخی‌های مد نظر آلن می‌شود. برای همین هیچ خونی در فیلم دیده نمی‌شود، حتی در صحنه‌های اعدام. بعد از اکران فیلم، منتقدان نظر مثبتی به آن داشتند و عده‌ی زیادی آن را قدمی مثبت در مسیر فیلم‌سازی آلن می‌دانستند، چرا که از جهات زیادی نسبت به فیلم اول یعنی «پول را بردار و فرار کن» پیشرفت کرده بود و به نظر می‌رسید کم کم امضای سینمایی و شخصی‌اش را پیدا کرده.

وودی آلن woody allen

مثل بسیاری از روشنفکران و نخبگان جهان، وودی آلن هم زندگی شخصی و خانوادگی پرفراز و نشیبی را تجربه کرد. وودی آلن سال ۱۹۵۶ و در سن ۲۰ سالگی با هارلن روزن ۱۵ساله ازدواج کرد. زندگی مشترک آن‌ها سه سال ادامه یافت. او در سال ۱۹۶۶ با لوئیس لاسر ازدواج کرد که بازیگر بود و در سه فیلم از وودی آلن بازی کرد. ازدواج آن دو نیز در سال ۱۹۷۰ به پایان رسید. وودی آلن سال ۱۹۶۹ با دایان کیتون (از بازیگران ثابت تعدادی از فیلم‌های وودی آلن مانند آنی‌هال) وارد رابطه عاشقانه شد. اگرچه این رابطه بیش از یک سال طول نکشید اما او همچنان در فیلم‌های آلن به ایفای نقش پرداخت و آن دو، سال‌ها دوستی نزدیک خود را حفظ کردند. آلن سال ۱۹۷۹ با میا فارو (بازیگر) وارد رابطه عاطفی شد. او که در ۱۳ فیلم وودی آلن حضور داشته هنگام آشنایی با وودی آلن ۳ فرزند از ازدواج قبلی‌اش و ۴ فرزندخوانده کره‌ای، ژاپنی و تایلندی داشت. اگر از هرکسی بپرسید چه فیلم‌هایی از وودی آلن دیده‌ای، بدون شک آنی هال یکی از اولین نام‌هایی خواهد بود که به زبان می‌آورد. این کمدی درام دوست‌داشتنی که وودی آلن جلوتر از زمانه‌ی خودش ساخت، همیشه به عنوان یکی از محبوب‌ترین آثار او شناخته می‌شود. آنی هال فیلمی بود که خیلی چیزها را برای خیلی‌ها تغییر داد، از جمله خود وودی آلن. او تجربه‌ی ساخت آنی هال را – که در آن برای اولین بار با گوردون ویلیس، مدیر فیلم‌برداری نام‌آشنا همکار کرده بود – «نقطه‌ی عطفی» در کارنامه‌ی خودش می‌داند که برخلاف کمدی‌های قبلی‌اش، سطح تازه‌ای از حرفه‌ای گری و جدیت را به مخاطبان معرفی می‌کرد. منتقدان با دیدنش توانایی آلن را در تصویر کردن پیچیدگی‌های روابط زن و مرد ستایش کردند و نقش‌آفرینی خود آلن و دایان کیتون را از اصلی‌ترین جذابیت‌های فیلم شمردند. فارو سال ۱۹۸۵ نیز یک دختر به نام دیلن به فرزندخواندگی قبول کرد. این زوج سال ۱۹۸۷ صاحب پسری به نام رونان فارو شدند و سال ۱۹۹۱ آلن رسماً پدرخوانده دیلن و موسس شد. رابطه آن دو نیز در سال ۱۹۹۲ به پایان رسید. آلن در همان دوران با دخترخوانده فارو به نام سون یی پروین که در آن زمان دانشجو بود رابطه عاشقانه برقرار کرد، آن دو سال ۱۹۹۷ با هم ازدواج کردند. این زوج دو فرزند به نام‌های بچت و مانزی به فرزندی پذیرفته‌اند.

سیر موفقیت‌های آنی هال به اکران فیلم محدود نماند و وقتی فصل جوایز رسید، همه فهمیدند که با چهره‌ی شکست‌ناپذیری مواجه شده‌اند که در بیشتر موارد جوایز زیادی را درو می‌کند. در اسکار آن سال، نه تنها جایزه‌ی بهترین فیلم را دریافت کرد بلکه موفق شد اسکار بهترین بازیگر نقش اول زن و بهترین کارگردانی و فیلم‌نامه را (که آلن و مارشال بریکمن مشترکا دریافتش کردند) هم به خانه ببرد.

وودی آلن woody allen

شاید برای همه علاقه‌مندان وودی آلن و سینمایش، شیوه کارگردانی و نگاهش به سینمای دیگران، جذاب و کنجکاوی برانگیز باشد. او البته عادت‌های مخصوص به خودش را دارد که بر جذابیت این موضوع می‌افزاید. مثلا او معمولاً موقع فیلمبرداری به بازیگران فیلم‌هایش تنها دیالوگ‌های مربوط به خودشان را می‌دهد و نه کل فیلمنامه فیلم را یا از نظر وودی آلن فیلم نقطه تماس (Match Point) بهترین فیلم اوست و آن را از بقیه فیلم‌هایش بیشتر دوست دارد. با وجود اینکه فیلمی غیر کمدی است. جالب اینکه با همه علقه و علاقه‌اش به نویسندگی وودی آلن با ماشین‌تحریرش می‌نویسد، او کامپیوتر شخصی ندارد و ایمیل‌هایش توسط دستیارش خوانده می‌شود. با همه سرخوشی که در فیلم‌ها و خودش می‌بینیم اما وودی آلن مشکل وسواس و ترس دارد. او از چیزهای زیادی وحشت دارد از جمله عنکبوت، حشرات، طلوع خورشید، سگ‌ها، ارتفاع، شلوغی، سرطان، مرگ و میکروب‌ها. به گفته خودش از حمام هتل‌ها نیز ترس دارد. شاید بد نباشد این مطلب را با توصیفی که خودش از خودش کرده به پایان برسانیم. وودی آلن در یک مصاحبه در سال ۲۰۰۸ خود را به‌عنوان یک «بی‌خدای مبارز فرویدی» توصیف می‌کند. ایده‌ی آنی هال وقتی به ذهن آلن زد که او به همراه مارشال بریکمن در نیویورک قدم می‌زد. در طول روزهای مختلف باهم درباره‌ی این قصه و ایده صحبت کردند و در زمان‌هایی به دلیل به نتیجه نرسیدن فکرهایشان، قصد داشتند بیخیال نوشتن آن شوند. ولی در نهایت وودی آلن نسخه‌ی اولیه‌ی فیلم‌نامه را طی چهار روز نوشت و آن را برای مارشال بریکمن فرستاد. بعد از صحبت‌های بیشتر با بریکمن، به این نتیجه رسیدند که برخی شوخی‌های خیلی خوبِ فیلم‌نامه را به نفع پرداخت بیشتر شخصیت‌ها و داستان فدا کنند تا به این طریق آنی هال عمیق‌تر و پیچیده‌تر از آثار قبلی آلن در بیاید.

منهتن ستایش منتقدان را برانگیخت و نامزد دو اسکار شد (بهترین فیلم‌نامه برای آلن و مارشال بریکمن و بهترین بازیگر مکمل زن برای ماریل همینگ‌وی) و همیشه به خاطر تکنیک‌های بصری جذاب و تصویری که از نیویورک آن زمان به مخاطبانش نشان داده، تحسین می‌شود. منهتن اولین فیلم وودی آلن بود که آن را با فرمت سیاه و سفید ساخت و ابعاد تصویرش ۱ به ۲۳۵ بود. به گفته‌ی او، ایده‌ی ساخت منهتن از عشق و علاقه‌اش به آثار جرج گرش‌وین، آهنگساز آمریکایی شکل گرفت. گویا مشغول گوش دادن یکی از آلبوم‌های او بوده که با خودش فکر کرده: «این چیز خوبی میشه اگه بسازمش… یه فیلم سیاه و سفید…یه فیلم رمانتیک.» آلن گفته که منهتن تلفیق کارهایی است که می‌خواسته در آنی هال و صحنه‌های داخلی (Interiors) انجام دهد.وودی آلن در صحبت‌هایش با گوردون ویلیس فیلم‌بردار، به او گفته بود که ساخت فیلم با تصاویر سیاه و سفید چقدر جذاب خواهد بود چون به نیویورک – که یک‌جورهایی از شخصیت‌های فیلم است – حس‌وحالی تماشایی و جذاب می‌بخشد و اتمسفری می‌سازد که با قصه‌ی فیلم هم‌خوانی دارد.

 

برچسب ها: وودی آلن

نوشتن یک نظر