مصاحبه با محمود حسینی‌زاد نویسنده رمان «بیست زخم کاری»/ شخصیت‌های ساخته رمانم در سریال سرنوشتی پیدا کردند که ارتباطی با اثرم ندارند

به نقل از آرتیها محمود حسینی‌زاد نویسنده رمان «بیست زخم کاری» است. محمدحسین مهدویان با اقتباس از این اثر «زخم کاری» را ساخت.

محمود حسینی‌زاد

محمود حسینی‌زاد، نویسنده رمان «بیست زخم کاری»

محمود حسینی‌زاد، نویسنده رمان «بیست زخم کاری» در مصاحبه‌ای مفصل، از ساخت «زخم کاری: بازگشت» گلایه کرده. او گفته شخصیت‌هایی که ساخته رمان او هستند. سرنوشتی پیدا کردند که ارتباطی با اثر او ندارد.

حسینی‌زاد ادامه داد: «تماس گرفتم و پرسیدم که آیا اجازه‌ای برای ساخت فصل‌های بعدی گرفته شده یا نه؟ و آن‌ها با تعللی چندروزه پاسخ دادند که وکیل‌شان می‌گوید، اشتباهی که کرده‌ایم آن بوده که در قرارداد آورده‌ایم می‌توانند براساس «بیست زخم‌کاری» سریال بسازند و چیزی در مورد تعداد فصل‌ها نیامده. پرسیدم تهیه‌کننده چه می‌گوید؟ گفتند می‌گوید، ما یک کاراکتر طلوعی را وارد کرده‌ایم و برای همین اثرمان دیگر اقتباسی از «بیست زخم‌کاری» و ادامه آن نیست! خب اگر ورود کاراکتر جدید به این معناست که اثر دیگر اقتباسی نیست، در فصل۱ هم چندین و چند کاراکتر حضور داشتند که اصلاً در رمان نبودند ولی چطور آن فصل اقتباسی بود؟»

«مکبث» شکسپیر

او از این روند گلایه کرده و گفته: «درنهایت من پیغامی صوتی فرستادم و گفتم که می‌توانند در اختیار تهیه‌کننده هم بگذارندش. در آن ذکر کردم که این کار، نه اقتباسی هنری است، نه ادبی و نه ادامه رمانی که فصل۱ را براساس‌اش ساختید. هیچ اسمی ندارد جز کاری پلشت و زشت به معنای واقعی کلمه.»

این نویسنده تاکید کرده: «من فصل دوم را واقعاً ندیدم. فقط چند ویدئوی کوتاه که کاربران در اینستا و توئیتر می‌گذاشتند، دیده‌ام. شما وقتی قصد ادامه دادن اثری با اقتباس از رمانی دارید. باید بدانید آن کتاب حاصل فکر نویسنده‌ای بوده است. چه خودش برای نوشتن آن، از اثری اقتباس کرده باشد و چه نه.

«مکبث» شکسپیر

حسینی‌زاد گفته در سریال نه شکسپیر درک شده و نه «بیست زخم‌کاری»، او توضیح داده: «حتی اگر می‌خواستید به «مکبث» شکسپیر وفادار بمانید. باید می‌دانستید که لیدی مکبث در انتها دیوانه می‌‌شود و نمی‌تواند با فکر انتقام به فصل۲ برگردد. این‌طور می‌شود که اثرتان پا در هوا می‌ماند. چون این آثار در خودشان شروع و تمام می‌شوند. مکبث می‌میرد و لیدی مکبث، دیوانه می‌شود و تمام.

رمان «بیست زخم‌کاری»

حتی آخر رمان «بیست زخم‌کاری» را هم متوجه نشدند والا فکر بهتری برای ادامه سریال و از قبر درآوردن مالکی کرده بودند. شما نمی‌توانید فکر نویسنده را بگیرید و بعد با رجوع به نویسنده منبع اصلی، چیزی به‌وجود بیاورید. درنتیجه اثرتان نه «مکبث» خواهد بود، نه «شاه‌لیر»، نه «ریچارد سوم» و نه «هملت».

اگر قرار بود نشان دهند مالک زنده است و سمیرا هم دیوانه نشده. پس بهترین راه این بوده که دست کم به خود رمان وفادار می‌ماندند. نه اینکه مالک را به این شکل از تابوت دربیاورند. او توضیح داده: « باتوجه به پایانی که برای فصل۱ رخ داد. اصلاً تصور نمی‌کردم که بخواهند ادامه همان را بسازند. فکر کردم منظور از اینکه گفتند این تیم «می‌خواهند کار را با شما ادامه بدهند» این است که فیلمنامه دیگری از من می‌خواهند. برای همین است که تصور می‌کنم برای ساخت فصل بعدی، آمادگی نداشتند. ظاهراً تکرار موفقیت مالی فصل۱ بود که فکر ساخت فصل۲ را به سرشان انداخت که نتوانستند جفت‌وجورش کنند. و الا در رمان می‌دانیم که مالکی در انتها در ویلای کلاردشت در مه غلیظی نشسته و صدای خردشدن برف و یخ زیر پاهایی را می‌شنود و تمام.

سعید روستایی

مهدویان را با سعید روستایی اشتباه گرفتم

حسینی‌زاد گفته مهدویان را با سعید روستایی اشتباه گرفته و به همین دلیل به ساخت رمانش رضایت داده. اما برای ساخت فصل دو هم اصلا در جریان نبوده اگرنه اعتراض می‌کرده است. او تاکید کرد: «در کشوری که می‌توان اختلاس شش میلیاردی را به راحتی انجام داد. پس یک کارگردان هم می‌تواند با یک اثر ادبی هر کاری که می‌خواهد بکند. اصلا متوجه نشدم کارگردانی که می‌گویند کیست و یک لحظه با سعید روستایی اشتباه گرفتمش. همان لحظه گفتم اتفاقاً «متری شش‌ونیم» و «ابد و یک روز»ش را دیده‌ام و می‌تواند فضای رمان را دربیاورد ولی فهمیدم اشتباه گرفته‌ام.

به‌ هرحال با همه این تفاسیر و با وجودی که طبق قرارداد رمان اختیاری نداشتم. اگر می‌توانستم آینده را پیش‌بینی کنم، لااقل اعتراض می‌کردم. نه با ساخت فصل۱، نه با ادامه پیدا کردنش موافقت نمی‌کردم.»

دیدگاهتان را بنویسید