واقعیت های تلخ پل مرگبار اورتون

دراین مطلب از آرتیها رازی از یک پل بسیار عجیب را برای شما بیان میکنیم پس آرتیها را همراهی کنید تا درباره پل اورتون بیشتر بدانید. پل اورتون (به انگلیسی: Overtoun Bridge) یک بنای فهرست‌ شده در نزدیکی شهرک دامبرتون در شهرستان دونبارتونشر غربی در کشور اسکاتلند است. اسکاتلند قلعه ها و پل های سنگی زیادی هست که درباره ی بعضی از آن ها داستان های ترسناک زیادی وجود دارد. این پل در مسیر منتهی به عمارت اورتون قرار دارد. در این مکان خودکشی انسان و حیوانات و قتل نیز رخ داده‌است.

جان کمپبل وایت عمارت اورتون و املاک آن را در سال ۱۸۹۱ میلادی به ارث برد. او در سال ۱۸۹۲ املاک همسایه، گرشیک، را که در سمت غربی منزلش بود خریداری کرد. کالسکه‌ها به دلیل شیب تند جادهٔ شرقی عمارت اورتون توانایی گذر از این مسیر را نداشتند. بنابراین کار برای ساخت راه جدید از سمت غربی عمارت شروع شد.

طراح این پل، مهندس عمران و معمار مناظر طبیعی، هنری ارنست میلنر بود. این سازه از سنگ ساختمانی تراشیده شده ساخته شده‌است، و در سال ۱۸۹۵ ساخت آن به اتمام رسید. این پل دارای سه طاق است، یک طاق بزرگ و دو طاق کوچک در دوطرف.

عمارت اورتون

مرگ سگ ها روی پل اورتون :

بعد از نیم ساعت رانندگی به سمت شمال شهر گلاسکو در اسکاتلند به یک قلعه ی قرن نوزدهمی به اسم خانه اورتون بر می خورید خانه ای که بارها لوکیشن فیلم و حتی بیمارستان سربازان جنگ جهانی دوم بوده است. می توانید خودتان را صاحب این قلعه ی باشکوه تصور کنید اما شاید ندانید که در اطراف این فضای سبز آرام، رمز و رازی نهفته است که سال هاست همه را متعجب کرده است. با تاریخچه ای که این خانه دارد شاید فکر کنید اتفاقات ماورای طبیعی زیادی در آن می افتد اما اصلا این طور نیست! چیزی که این خانه را معروف کرده پلی به اسم اورتون است که در نزدیکی اش قرار دارد، پلی که در سال ۱۸۹۵ ساخته شد و سال ها بدون اینکه برای کسی خطری داشته باشد به حیاتش ادامه می داد!

این پل بر روی بخش باریکی از یک رودخانه قرار گرفته و در واقع مسیر رسیدن به خانه اورتون است. در دهه ۱۹۵۰ بود که کم کم زمزمه هایی درباره مرگبار بودن این پل شنیده شد! فکر می کنید چه چیزی باعث می شد که مردم به این پل یک همچین لقب ترسناکی بدهند؟ حدوداً از دهه ۵۰ میلادی ۵۰ سگ از این پل به درون رودِ پایین پل پریده‌اند. بیشتر این سگ‌ها از یک سمت پل و در هوای صاف و آفتابی پایین پریده‌اند و اغلب آن‌ها از نژادهای پوزه دراز بوده‌اند. این مرگ‌ها توجه رسانه‌ها را به خود جلب کردند.

سگ ها بدون هیچ دلیل مشخصی از روی این پل به پایین می پریدند و خودکشی می کردند! اتفاقی که تا به امروز هم ادامه دارد. البته در این مدت ۶۰۰ سگ دیگر هم از روی این پل به پایین پریدند اما جان سالم به در بردند. حتی بعضی از سگ هایی که به پایین می پریدند و زنده می ماندند دوباره با خوشحالی به روی پل می رفتند و باز هم می پریدند!

خیلی از کسانی که حیوانات خانگی و به خصوص سگ دارند از اینکه حیوانات آن ها به حوالی این پل بروند وحشت دارند. حتی بر روی پل تابلوهایی هست که به صاحب سگ ها هشدار می دهد که در این مکان مراقب آن ها باشند. برای جلوگیری از مرگ این حیوانات افراد زیادی شرایط این پل را بررسی کرده اند اما هیچ دلیل مشخصی برای علت این رفتار عجیب پیدا نکرده اند. بعضی از این پریدن ها الگوی مشخصی دارد مثلا همه ی سگ هایی که به پایین می پرند سگ های پوزه دراز هستند و از قدیم به خاطر قدرت استثنائی بویایی شان برای شکار به کار می روند.

روانشناس سگ، دکتر دیوید سندز، منظره‌های اطراف پل، صداها و بوهای مختلف اطراف پل را بررسی کرد. او اینگونه نتیجه‌گیری کرد که زمین‌های مسطح اطراف و ریزش شاخ و برگ درختان در یک سمت پل باعث می‌شود که اینگونه برای سگ‌ها، مخصوصاً برای سگ‌هایی که بیناییشان کاهش پیدا کرده، به نظر رسد که تمام محیط اطراف پل یک دشت مسطح است.

او همچنین اضافه کرد که بوی ادرار مینک های نر نیز می‌تواند در ترغیب سگ‌ها به پریدن از یک سمت پل نقش داشته باشد. برخی از محلی‌ها با تئوری بو مخالفت کردند و مدعی شدند که هیچ راسویی در اطراف پل وجود ندارد. رفتارشناس، استن رولینسون، معتقد است که مشکلات ادراکی مربوط به کور رنگ بودن سگ‌ها مسبب این بوده که سگ‌ها به‌طور تصادفی از پل بپرند. برخی هم دلیل پریدن سگ‌ها را به اتفاقات ماورای طبیعی نسبت می‌دهند. در اکتبر سال ۱۹۹۴ یک مرد پسر خود را به دلیل اینکه باور داشت جسم پسرش توسط شیطان تسخیر شده، او را به پایین پل پرت کرد و کشت؛ و سپس چندین بار تلاش کرد خودش را بکشد، اول با پریدن از پل و سپس با بریدن رگ دستش.

با مطالعه درباره رفتار حیوانات تا حدودی می شود حدس زد که این سگ ها خودکشی نمی کنند و قصد مرگ ندارند اما قبل از اینکه سگ ها متوجه ی ارتفاع شوند چیزی آن ها را به سمت پایین جذب می کند. با اینکه بیشتر نظریه ها به چرایی خودکشی این سگ ها متمرکز شده شاید بهترین نظریه وجود راسوهایی باشد که این ناحیه را خیلی بدبو کرده اند؛ در واقع این سگ ها همین که این بوی بد را احساس می کنند قبل از اینکه متوجه ارتفاع زیاد پل شوند خود را به پایین پرتاب می کنند تا از دست این بوی آزاردهنده راحت شوند! این دلیل حتی می تواند شرایط آب و هوایی پریدن سگ ها را هم توجیه کند چون معمولا در روزهای آفتابی بوی این راسوها بیشتر است و جالبه که راسوها دقیقا در همان دهه ۱۹۵۰ به این محل آمدند یعنی درست هنگامی که پریدن سگ ها از روی پل شروع شد.

با اینکه این نظریه به نظر درست می آید اما تعدادی از سوالات را هم بی پاسخ گذاشته است: مثل اینکه چرا این سگ ها همیشه از سمت راست پل به پایین می افتند و اینکه چرا بعضی از آن ها بعد از زنده ماندن دوباره به روی پل برمی گردند تا باز هم بپرند؟!

تعدادی هم دلیل پریدن سگ ها را به اتفاقات ماورای طبیعی نسبت می دهند مثلا اینکه روح یک زن بیوه سگ ها را صدا می زند. در واقع سال هاست که محلی ها روح زن افسرده ی اورتون که در سال ۱۹۳۱ از دنیا رفت را مقصر این ماجرا می دانند! این زن که در خانه اورتون زندگی می کرد در سال ۱۹۰۸ همسرش ا از دست داد و به افسردگی مبتلا شد. محلی ها می گویند از آن جایی که او زیاد بر روی این پل راه می رفت تکه ای از روحش بر روی پل جا مانده است!

دیدگاهتان را بنویسید