به نقل از آرتیها در سالهای اخیر، در فیلمهای سینمایی و سریالهای شبکه نمایش خانگی، تابوی صدای خوانندههای پیش از انقلابی (لسآنجلسی) شکست. حالا پس از این همه سال محافظهکاری و اعمال قانون، بالاخره علی ضیا آستین بالا زد، مقابل شهرام شبپره، خواننده محبوب پاپ ایرانی نشست، با او گفتوگو کرد و به قول عادل فردوسیپور «همه دیدند و اتفاقی هم نیفتاد.» فارغ از اینکه مصاحبه چه سمتوسویی داشت و چه حرفهایی در آن ردوبدل شد، انجام این مصاحبه و انتشار گسترده آن، اتفاق بسیار مهمی بود. حتی اگر به قول برخی مخاطبان فرض را بر این بگیریم که برای انجام این مصاحبه، پای مجوز یا تاییدی ضمنی هم در میان بوده باشد، باز هم نمیتوان از اهمیت آن چشم پوشید.

مجوز موسیقی
در دوره جنگ تحمیلی دوازده روزه، مدیران تلویزیون و برخی رسانهها برای نمایش همدلی مردم از هیچ اقدامی فروگذار نکردند. حتی تا پخش صدا و تصویر این خوانندههای به اصطلاح لسآنجلسی هم پیش رفتند. در تلویزیون، مجری یک برنامه پیام معین را خواند و بعد هم قطعهای را با صدای او روی آنتن فرستاد. از سوی دیگر بسیاری از رسانههای دولتی، ویدئوی همدلی شهرام شبپره را با مردم پوشش دادند. از اینکه شبپره بهدور از هر سیاستی، صرفا درباره کنار هم ماندن و کمک رساندن و توجه کردن به هموطنان صحبت کرده بود، گفتههایش را تمجید کردند.
در شرایط فعلی و کاهش نسبی برخی سختگیریها، نشان دادن روی خوش به این خوانندههای دور از وطنِ همدل، شاید چندان عجیب به نظر نرسد. اما گویا همه منتظر بودند بالاخره یک نفر آستین بالا بزند و اولین قدم را بردارد تا اینکه بالاخره این امتیاز نصیب علی ضیا شد. علی ضیا که روزگاری یکی از مهمترین مجریان تلویزیون به حساب میآمد، از جمله شخصیتهایی است که بعد از خداحافظی با رسانه ملی، با برنامه یوتیوبی «باضیا» توانست بار دیگر در مرکز توجهها قرار بگیرد. انتخابهای هوشمندانه، مصاحبههای متفاوتش با چهرههایی که هرکدام به نحوی حرفهای خوبی دارند. فضای شاد پرهیجان برنامههایش باعث شده در همین مدت طرفدارهای خودش را پیدا کند.

مصاحبه علی ضیا با شهرام شبپره
مصاحبه علی ضیا با شهرام شبپره در برنامه یوتیوبی «با ضیا» در بیستوچهار ساعت گذشته مثل بمب در فضای رسانهای کشور صدا کرده است. شاید هیچکس فکرش را هم نمیکرد، علی ضیا یک روز رودرروی فردی بنشیند که روزگاری مجوز آوردن نامش هم وجود نداشت. به سؤالها و جوابهای مصاحبه، مرور خاطرات و اختلافهایش با خوانندهها و سرمایهگذارها و همچنین روابطش با سایر خوانندهها و وضع زندگیاش کاری نداریم. در تمام این گفتوگو دلتنگی شهرام برای ایران مقابل دوربین و همچنین اوضاع بد زندگی در لسآنجلس و وجود ناامنی در آمریکا بیشتر از همه مخاطبان را تحتتاثیر قرار داد.
شبپره با بغض از دلتنگی و نارفیقیها گله کرد و در پاسخ به این سوال ضیا که بزرگترین ترستان چیست؟ گفت: «قبل از پروازم نتوانم ایران را ببینم. دلم میخواهد یکبار قبل از اینکه از این دنیا بروم، ایران را ببینم.»

واکنش مخاطبان به مصاحبه علی ضیا با شهرام شبپره
همانطور که انتظار میرفت، واکنشها به این مصاحبه بیش از اندازه بالاست. بخشهای مهم آن مدام در شبکههای اجتماعی و حتی سایتهای خبری دست به دست میشود و همه به نوعی از تماشای آن استقبال میکنند. در کنار این شور و شعف، سوالات و فرضیههایی هم مدام مطرح میشود. مسائلی از این دست که «ضیا لابد برای این مصاحبه اجازه داشته است و بدون هماهنگی دست به چنین کاری نمیزده است.» یا «احتمالا ممنوعیت این خوانندهها برطرف شد که ضیا انقدر راحت مصاحبه کرده.» یا «این گفتوگوها شاید قرار است مقدمهای برای بازگشت این خوانندهها باشد.» و … حتی اگر فرض بگیریم همه اینها درست باشد، باز هم این اقدام علی ضیا بسیار هوشمندانه بوده و حتی میتوان آن را مصداق بارز «در بهترین زمان در بهترین مکان ممکن بودن» دانست.
