یادی کنیم از خاطراتی به یادماندنی در برخی فیلم‌های ایرانی که قابل تکرار نیستند/ رفقای قدیمی از «اجاره‌نشین‌ها» تا «جهان با من برقص»

در این مطلب از آرتیها نگاهی داریم به مهمانی‌ها و شب‌نشینی‌های خاطره‌انگیز در فیلم‌های خاطره‌انگیز سینمای ایران که قابل تکران نیست. زمانی برای جمع دوستانه هنرمندان و رفقای قدیمی در کنار یکدیگر از دهه های قبل تا اکنون.

اجاره‌نشین‌ها

اجاره‌نشین‌ها

در فیلم «اجاره‌نشین‌ها» به کارگردانی داریوش مهرجویی یک سکانس مهمانی بسیار خاطره‌انگیز وجود دارد. همسایه‌ها پول اوس‌مهدی و عمله‌ها را نداده‌اند و آنها به قهر خانه را ترک کرده‌اند. مادر عباس اما از اینکه کارگرها را از خودش رنجانده از او ناراضی است و این باعث می‌شود عباس‌آقا از یک سو و سایر همسایه‌ها از سوی دیگر راه بیفتند تا کارگرها را پیدا کنند و برگردانند. عباس آقا به‌زور آنها را به خانه می‌آورد و شامی مفصل تدارک می‌بیند و همه همسایه‌ها را هم دعوت می‌کند.

این مهمانی حکم آرامش پیش از طوفان را دارد و باعث می‌شود همسایه‌ها و اعضای خانواده به صلحی موقت برسند. بعد از این سکانس است که ماجراهای بعدی شروع می‌شود و دعواها باز هم اوج می‌گیرد.

مهمان مامان

مهمان مامان

زنده‌یاد داریوش مهرجویی ید طولایی در ساخت اثار اقتباسی داشت و اکثر اقتباس‌هایش هم موفق از آب در می‌آمدند. یکی از مهمترین اقتباس‌های او، «مهمان مامان» بود که بر اساس داستانی به همین نام نوشته هوشنگ مرادی کرمانی ساخته شد.

در فیلم «مهمان مامان»، خواهرزاده عفت‌خانم، زنی از طبقه فرودست جامعه به همراه تازه‌عروسش سر می‌رسد و عفت‌خانم از اینکه نمی‌تواند غذایی سر سفره بگذارد خجالت زده است. همه همسایه‌ها کمک می‌کنند تا بالاخره بعد از تلاش‌ها و خون‌دل‌خوردن‌های فراوان، شامی فراهم کنند. آنها سر سفره‌ای بزرگ با بهترین لباس‌هایشان کنار هم جمع می‌شوند و قبل از شام باهم می‌رقصند. این شب‌نشینی و مراسم شام از خاطره‌انگیزترین سکانس‌های مهمانی سینمای ایران است. درست بعد از این سکانس خوشحال است که پای دعوت بی‌جای پدر خانواده به میان می‌آید و مادر راهی بیمارستان می‌شود.

درباره الی

درباره الی

اصغر فرهادی در فیلم «درباره الی» روی سفر چند دوست خانوادگی به شمال دست گذاشت؛ سفری که با شور و هیجان و هیاهو شروع می‌شود و با رقص و بازی و تعریف کردن خاطرات به اوج می‌رسد. آنها حتی در طول مدت تمیز کردن خانه و آماده‌سازی شام هم مشغول خوشگذرانی هستند. بعد از شام پانتومیم بازی می‌کنند و یک شب‌نشینی بامزه کنار هم دارند.

روز بعد از این شب‌نشینی، الی ناگهان غیب می‌شود و تمام این سفر تحت‌الشعاع غیبت او قرار می‌گیرد. همه نگران و مستاصل می‌شوند و نمی‌دانند باید با این واقعیت چطور کنار بیایند. اینجاست که روابط میان خودشان هم دستخوش مشکلاتی می‌شود و همه به دنبال مقصر برای این شرایط می‌گردند. دوستان، اعضای خانواده و زن‌وشوهرها به جان هم می‌افتند و اوضاع کاملا متفاوت می‌شود.

سعادت آباد

سعادت آباد

در «سعادت‌آباد» به کارگردانی مازیار میری، فیلم با تدارک برای رفتن به یک دورهمی دوستانه هستند. دورهمی به بهانه تولد شخصیتی به نام محسن برگزار می‌شود و مهمان‌ها همگی زوج هستند. هرکدام از آنها در مسیر خانه محسن دچار اختلاف‌هایی می‌شوند اما با شروع مهمانی، همه‌چیز به سمت شوخی و خنده و خاطره‌بازی و آواز می‌رود. لیلا حاتمی که  نقش همسر محسن را دارد درحال درست کردن شام است و پیش از صرف شام بسیاری از اطلاعات در همین مراحل طبخ غذا به مخاطبان داده می‌شود.

همه‌چیز ظاهرا مهیای یک مهمانی خوش است اما این خوشحالی اما زمان زیادی دوام ندارد. رفته‌رفته اختلاف‌های خانوادگی سر باز می‌کند، رازهایی برملا می‌شود و روابط به جایی می‌رسد که از حالت طبیعی خارج می‌شود. دعواها اوج می‌گیرد و به زدوخورد می‌رسد. درواقع مازیار میری در پی بیان این مسئله است که در پشت‌صحنه همه زندگی‌ها و روابط، رازهایی نهفته است که در صورت فاش شدن، همه‌چیز بهم می‌ریزد و دیگر اثری از این روابط باقی نمی‌ماند.

یه حبه قند

یه حبه قند

اعضای خانواده بزرگ یزدی برای ازدواج خواهرشان در خانه پدری جمع می‌شوند. تا نیمه سریال همه در حال خوشحالی و آماده کردن تدارک عروسی هستند. مثل همه فامیل‌های بزرگ، در این دورهمی ناهار می‌خورند و به بهانه عروسی در یک اتاق می‌رقصند و همه مشغول پوشیدن لباس و انداختن طلا و حتی تماشای آلبوم عکس هستند. تا اینکه درست صبح روز عروسی یک حبه‌قند باعث مرگ دایی خانواده می‌شود و با ورود مرگ به این خانواده، همه‌چیز تغییر رنگ می‌دهد.

تمام عناصر شادی حذف می‌شوند و خانه رنگ سیاه به خودش می‌گیرند. دورهمی کماکان ادامه دارد اما  اینبار بهانه کنارهم قرار گرفتن فوت دایی است. «یه‌حبه قند» کاملا از جنس زندگی است و میرکریمی آن را طبق الگوی زندگی پیش برد.

جهان با من برقص

جهان با من برقص

در فیلم «جهان با من برقص» رفقای قدیمی به بهانه روز تولد جهان کنار هم در ویلای او در شمال جمع می‌شوند. در همان بدو ورود متوجه می شوند جهان بیمار است و مدت زمان زیادی زنده نمی‌ماند. سعی می‌کنند در این دورهمی کاری کنند به او خوش بگذرد. درست است که حضور آنها در کنار هم تمام‌مدت خوش‌گذرانی نیست و دعوا و غم و اندوه زیادی هم دارد اما گهگاه دورهمی‌های بامزه‌ای کنار هم دارند که همگی از جنس زندگی است.

آخرین سکانس فیلم هم آنها را کنار هم درحال رقصیدن می‌بینیم درحالی که جهان از دنیا می‌رود و خاطره این دورهمی شاد از همه آنها باقی مانده است.

دیدگاهتان را بنویسید