به نقل از آرتیها چند وقتی است بسیاری از چهرههای مطرح تلویزیون ارتباطشان را با این رسانه قطع کردهاند. یا در همراهی با شبکه نمایش خانگی موفقیتی به دست آوردهاند یا با تمرکز روی برند خودشان، به استقلال رسیدهاند و امضای جدیدی در یوتیوب برجا گذاشتهاند. علی ضیا که روزگاری یکی از مهمترین مجریان تلویزیون به حساب میآمد از جمله شخصیتهایی است که این روزها با برنامه یوتیوبی «باضیا» توانست بار دیگر در مرکز توجهها قرار بگیرد.
مصاحبههای متفاوتش با چهرههایی که هرکدام به نحوی حرفهای خوبی برای گفتن دارند، باعث شده در همین مدت طرفدارهای خودش را پیدا کند. به بهانه موفقیت «باضیا» نگاهی داریم به دلایل موفقیت علی ضیا در این برنامه.

انتخاب هوشمندانه
یکی از ویژگیهای مهم برنامه «باضیا» انتخاب هوشمندانه چهرهها برای مصاحبه است. ضیا با اینکه تمرکز زیادی روی نسل جدید دارد اما سعی میکند در انتخابهایش همه سلیقهها را در نظر بگیرد. به همین دلیل هم مثلا در یکی از برنامهها مقابل محمدحسن شهسواری، نویسنده رمان و مدرس داستاننویسی مینشیند، زمانی از منصور ضابطیان دعوت میکند، در یک برنامه با سیدجواد هاشمی گپ میزند و برای برنامه دیگرش به دوبی سفر میکند تا با حسین تهی گپ بزند.
یک وقتهایی هم سراغ یک استاد روانشناسی میرود تا درباره مقولههای مهمتری با او گپ بزند. درواقع انتخابهایش به نحوی است که طیف گستردهای از مخاطبان را در بر بگیرد و با سلیقههای متفاوتی همخوانی داشته باشد. اما آنچه اهمیت دارد توجه برنامه به نسلها و سلیقههای مختلف است.

چگونگی مصاحبه و نحوه اجرا
علی ضیا در طول این سالها به پختگی زیادی رسیده و این مسئله روی چگونگی مصاحبههایش هم اثر گذاشته است. یک موقعی در تلویزیون وقتی مقابل چهرههای مطرح مینشست آثار شگفتزدگی را میشد در رفتارش خواند. درواقع به قدری هیجانزده میشد که چگونگی پیشبرد مصاحبه چندان برایش اهمیت نداشت، حالا اما وضعیت کاملا تغییر کرده است. ضیا به آگاهی خوبی در این زمینه رسیده و مسیر گفتوگو را بهدرستی مدیریت میکند.
بهخوبی میداند با هرکس از چه مسیری پیش برود تا مصاحبه نه تنها جذاب و دیدنی شود که ناشناختههایی از زندگی هر فرد هم بیرون بکشد. همچنین به این مسئله فکر میکند که مجموعه شرایط بتواند آوردهای هم برای مخاطبانش داشته باشد. مثلا زمانی که مقابل سیدجواد هاشمی مینشیند از او میپرسد که اگر دخترش حجاب نداشت چهکار میکرد؟ و او را به سمتی میبرد که اعلام کند با وجود اینکه پسرش پنج وعده نماز میخواند، عروسش حجاب ندارد. یا اینکه مثلا تعریف کند مادرش هنوز از اینکه در «زخم کاری» لخت شده او را نبخشیده است اما خودش معتقد است هر عقیدهای محترم است.

در گفتوگو با منصور ضابطیان در کنار صحبت از سفرهای متعددش به این مقوله میپردازد که آیا هنوز هم به عشق اولش فکر میکند؟ و مصاحبه را طوری پیش میبرد که ضابطیان ترغیب شود درباره این مسئله حرف بزند.
یا وقتی مقابل حسن معجونی مینشیند گفتوگو را به جایی میرساند که او تعریف کند مادرش هیچگاه به پدرش علاقه نداشته و خودش حق میدهد همسر جوانش از او خسته شود. همه این موارد در شرایطی جذاب است که ضیا زور زیادی برای جلب توجه نمیکند و اتفاقا اجازه میدهد مصاحبه راه خودش را برود و همین به برگ برنده اصلی این سری مصاحبهها بدل شده است.

توجه به روحیات و جایگاه هر شخصیت
ضیا سعی میکند با توجه به روحیات و جایگاه هر شخصیت شیوه بیان سوالات را تغییر دهد. برای همین هم سعی میکند روی گذشته شخصیتها مسلط باشد. درست است مواقعی مثل مصاحبه با مریم حیدرزاده مسائلی پیش میاید که خارج از اختیار اوست اما با نگاهی به مجموعه مصاحبههایی که تا به حال انجام داده میشود این تسلط را در اکثر موارد درک کرد. او در گفتوگو با افراد مختلف لحن و شیوه مصاحبه را هم تغییر میدهد.
مثلا وقتی مقابل حسین تهی مینشیند از کلماتی مرتبط با فعالیتهای او استفاده میکند. سوالات را به شیوهای میپرسد که باب میل طرفداران تهی باشد. وقتی مقابل بیتا حسینی، استاد دانشگاه قرار میگیرد و از معنای زندگی حرف میزند سعی میکند گفتوگو را طوری پیش ببرد که هم مخاطبان اطلاعات بیشتری به دست آورند و هم حرفهایش مکمل صحبتهای این استاد دانشگاه باشد.

در پایان
ضیا در برنامه «باضیا» مصاحبههایش را هدفمند پیش میبرد. طرح کلی مصاحبه را از پیش میچیند و وقتی مقابل مهمان مینشیند از ابتدا میداند از هر گفتوگو چه قصدی دارد. میان صحبتهای مهمانش نمیپرد و مسیر مصاحبه را تغییر نمیدهد. کارهایی که شاید چند سال پیش هنگام مصاحبههای تلویزیونی ضیا وجود داشت و با انتقادهایی روبهرو بود. به همین دلیل هم مصاحبههایی منسجم و با معنا شکل میدهد. فرقی نمیکند فردی که مقابلش نشسته است چه کسی است و چه پیشینهای دارد، مهم این است که ضیا با تسلط خوبی به مصاف با مصاحبه میرود.
