به نقل از آرتیها همزمان با ایام شهادت هموطنان قربانی تروریسم، نگاهی داشتهایم به آثاری که در این سالها با دستمایهی ترور ساخته شده است. ذکر این نکته ضروری است که این گزارش تنها شامل فیلمهایی است که ترور در آنان نقش داشته است.

بادیگارد ۱۳۹۴
بادیگارد ابراهیم حاتمیکیا را باید در ادامهی روند فیلم سازی او دانست که تمامی مولفه های فیلمهای قبلیاش چون جبهه، جنگ، درگیری، شهادت، شهدا و خانوادهی بازماندگان را داراست؛ اما این آرمانگرایی است که در این فیلم حرف اول را میزند و این هدف را در قالب کلماتی ساده بیان میکند. حاتمیکیا در این فیلم دربارهی دو گروه شغلی (محافظین شخصیتها و دانشمندان هستهای) گذاشته و چالش نگاه بدبینانه به مامورین حفاظت و مشکلات شخصی وعقیدتی دانشمندان هستهای را به تصویر میکشد. در جایی از فیلم به صراحت میگوید: « بادیگارد مزدور است، اعتقاد پشت سرش نیست، چرا که اعتقاد مربوط به دهه ۶۰ است.»
در این فیلم نامزد دانشمند هستهای به او میگوید چرا در سازمان انرژی اتمی کار میکنی که هزاران نفر به دنبال کشتن تو هستند. کار به جایی خواهد رسید که حتی در اتاق خوابت هم دوربین خواهند گذاشت. تلفن هایت را کنترل و مشکل خروج از کشور پیدا خواهی کرد و ایران جز قفسی برای تو نخواهد شد. بادیگارد فیلمی روان و تاثیرگذار و با فیلمنامهای است که یکی از بهترین آثار حاتمیکیا به شمار میرود. البته یکی از مهمترین نقطه قوتهای آن بازی درخشان «پرویز پرستویی» است. «بادیگارد» در اجرا بی نقص است. صحنه های اکشن و تعقیب و گریز به خوبی درآمده اند. این فیلم باز هم قهرمان خود را از دل جامعه بیرون میکشد. با رویکردی ظاهراً متفاوت اما آرمان ها و باورهایی ثابت به زندگی خود در این جامعه ی ناآشنا و گنگ ادامه میدهد.

ماجرای نیمروز ۱۳۹۵
محمدحسین مهدویان بعد از تجربهی درخشان فیلم اولش «ایستاده در غبار»، «ماجرای نیمروز» را ساخت. داستان فیلم از ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ و با خواندن بیانیهی مجاهدین شروع میشود که خواستار حضور در ساختار قدرت هستند و تهدید به حملات مسلحانه میکنند. این فیلم از نظر قصهپردازی و ساختار، یک درام جاسوسی است و ماموران امنیتی تهران قرار است یکی از مهمترین افراد سازمان مجاهدین را پیگیری کنند.
در این فیلم با شخصیتهای کشمیری و لاجوردی و موسی خیابانی همراه میشویم. نکتهی قابل تامل در این فیلم، آن است که مهدویان نگرشهای متفاوت دربارهی ماموران امنیتی را به تصویر میکشد. یکی معتقد به حمله است و آن یکی طرفدار مدارا. یکی مشکوک به همه است و آن یکی مومن به همهی نیروهای اطرافش. اگرچه تمام این افراد یک هدف مشترک دارند و آن خنثی کردن حملههای منافقین است که در بیانیهای تهدید کردهاند با ترورهای سازماندهی شده، دولت را تا تاریخ مشخصی سرنگون خواهند کرد. ماجرای نیمروز دربارهی تضاد بین ایدئولوژیهاست. در این فیلم کشمکش و تضاد، بین دو فرد نیست بلکه دو عقیده در برابر هم قرار گرفتهاند. همین ماجرا را چنان پیچیده میکند که یک خواهر میتواند با بستن بمب به خود، خواهر دیگرش را به قتل برساند.

روز صفر ۱۳۹۸
«روز صفر» ماجرای تعقیب و گریز نفسگیر یک مامور امنیتی (با نقشآفرینی امیر جدیدی) از اروپا تا پاکستان و از افغانستان تا ایران برای به دام انداختن عبدالمالک ریگی است. این اثر اولین فیلم سعید ملکان در مقام کارگردان است. او توانسته یک فیلمِ جاسوسی با تم جنایی را با تریلری نفسگیر به تصویر بکشد. فیلم با فیلمنامهای که خود ملکان به همراه بهرام توکلی نگاشته، توانسته ریتم مناسبی را به تصویر بکشد.
این تریلر سیاسی، که پس از «شبی که ماه کامل شد» دومین فیلم دربارهی عبدالمالک ریگی است، از همان دقایق نخست فیلمی قابل دفاع به شمار میرود. فیلم روایتی است از ماجرای دستگیری ریگی و خنثی سازی عملیات تروریستی او با اسم رمز «روز صفر» که قرار بود در این به شکل همزمان در چند نقطه استراتژیک شهرهای بزرگ انفجارهای مهیبی رخ بدهد.

ضد ۱۴۰۰
ضد یکی از متفاوتترین فیلمهای سیاسی سینمای ایران است. قصه این فیلم سینمایی از اسفند سال ۱۳۵۹ آغاز میشود و تا اواخر سال ۱۳۶۰ ادامه دارد. «ضد» درباره واقعه ترور در هفت تیر است و داستان محمدرضا کلاهی را روایت میکند. مردی که تا امروز مظنون اصلی این واقعه بوده و پس از انجام آن به هلند گریخت. کلاهی چند سال پیش در هلند ترور شد و تا امروز دقیقا قاتلان آن مشخص نیستند. وقایع فیلم ضد بر اساس دهها مصاحبهای که با شاهدان انجام شده پیش میروند. اما لزوما نمیتوانند بر اساس واقعیت باشند و کارگردان هم اصراری بر اینکه قصه فیلم تریلر-سیاسیاش واقعی است ندارد.
ضدقهرمان فیلم یک مجاهد است و ما با دیدن آن به دل سازمان مجاهدین خلق میرویم؛ کلاهی که جاسوس مجاهدین در حزب جمهورس اسلامی است، از کارهایی که کرده پشیمان نیست و کارگردان در طول فیلم است که شخصیت او را لایه به لایه را برای مخاطب آشکار و جنون او را هویدا میکند. کارگردان در این فیلم نشان میدهد که چه افرادی قربانی این گروه شدهاند. شستوشوی مغزی که مجاهدین به افراد خود میدهند، سبب میشود تا آنها جزو نیروهای وفادار سازمان شوند. ضد سعی کرده که فقط یک تریلر سیاسی نباشد و یک روایت عاشقانه را نیز به تصویر بکشد. اما این پایانِ فیلم است که باعث غافلگیری است. آن وقتی است که کارگردان این هشدار را میدهد که شخصیتهایی مثلِ «کلاهی» قرار نیست از بین بروند.

هناس ۱۴۰۱
هناس برداشتی آزاد از زندگی یک دانشمند هستهای است و به داستان ترور او میپردازد. قصه از زاویه دید همسر او روایت میشود و زمانی که زندگیاش را در آستانه فروپاشی میبیند، تمام تلاشش را برای حفظ آن میکند. این فیلم یک تریلر سیاسی با رگههای عاشقانه است و بازی خوب «مریلا زارعی» را به همراه دارد. او در نقش یک همسر وفادار و نگران به نام شهره است.
فیلم موضوعی ملیگرایانه دارد و دارابی تلاش کرده است تا ماجرای ترور یک دانشمند هستهای را از زاویهای ملی روایت کند، بیآنکه در دام شعارزدگی بیفتد. این فیلم را میتوان روایتی زنانه از دلنگرانیها و اضطرابهای یک زن دانست. خود کارگردان نیز به این نکته اشاره دارد که هدفش ترسیم تشویشِ درون زن چنین همسری بوده است. به این ترتیب فیلمی بیوگرافیک عاشقانه شکل گرفت.
