به نقل از آرتیها چهاردهم مهر ماه روز تهران است. در سال ۱۲۸۵ بعد از اینکه مشروطیت به امضای مظفرالدینشاه قاجار میرسد، اولین جلسه مجلس شورای ملی در روز ۱۴ مهرماه همان سال در حضور شاه قاجار تشکیل میشود و در این جلسه تهران رسما و بهطور قانونی به عنوان پایتخت ایران انتخاب میشود. از آن زمان تا به حال روز ۱۴ مهر به عنوان روز تهران شناخته میشود.
به بهانه این روز، نگاهی داریم به فیلمهایی که تهران در آنها نقشی محوری دارد و برای عناوینشان هم دست روی همین نام گذاشتهاند.

آواز تهران
در این فیلم، تهران به عنوان یک کلانشهر ناامن و غیرقابل اعتماد معرفی میشود. درست مثل نگاهی که فیلمهایی مثل «آقای هالو» به کارگردانی داریوش مهرجویی براساس آن ساخته شدهاند. اینکه تهران پر از افراد سودجو است و برای مسافرانی که از شهرهای مختلف به آن قدم میگذارند دام پهن میکند. «آواز تهران» داستان رحمان، مهاجر شهرستانی است که با فریدون که کارش قاچاق فیلمهای ویدئویی است آشنا میشود. سادگی رحمان کار دست او میدهد و توسط پلیس دستگیر میشود.
در نهایت هم رویی دیگر از این معامله چرک را شاهدیم که نشان دهنده استفاده ابزاری از آدمها در پایتخت شلوغ است. این فیلم درباره عواقب آرزوهای خامدستانه در پایتخت هشدار میدهد و به شهرستانیها و روستاییها نهیب میزند که جای خوبی برای زندگی نیست.
تهران ساعت ۷ صبح
در این فیلم، تهران به عنوان یک شهر مدرن با خستگیها و روزمرهگیهایش به تصویر کشیده میشد. امیرشهاب رضویان یک روز از زندگی چند نفر از شهروندانش را در یک ساعت بخصوص دست گذاشته بود؛ فیلمی اپیزودیک که در هر بخش، روی زندگی یک شخصیت تمرکز داشت.
بهطور کلی رضویان قصد داشت شمایلی از زندگی مردم در دهه هشتاد به تصویر بکشد و مشکلات و ناکامیها و خستگیهای آنها را پیش روی مخاطبان بگذارد. داستان فیلم با اعلام ساعت ۷ صبح سر چهارراهی شروع میشد و داستان زندگی شخصیتها درست از زمانی که قرار بود کار روزانه را شروع کنند مقابل دیدمان قرار میگرفت. این فیلم یکی از فیلمهای مهم اوایل دهه هشتاد بود و در کارنامه امیرشهاب رضویان هم اثر قابلتاملی به حساب میآمد.

شبهای تهران
این فیلم اواخر دهه هفتاد در شرایطی تولید شد که ماجرای قتلهای زنجیرهای و خفاش شب در صدر خبرها قرار داشت. فیلم درباره یک قاتل زنجیرهای بود که با پیکان سفید در شهر راه میافتاد و دخترهای چشمآبی را به قتل میرساند. دختری دانشجو برای پیدا کردن راز این قتلها لنز آبی میگذاشت و شبی در تهران به راه میافتاد تا این قاتل را پیدا کند. تا اینکه بالاخره متوجه میشد قاتل، آبدارچی شرکت خودشان است و به خاطر اینکه همسرش را به اتهام خیانت کشته، نمیتواند اجازه دهد زن چشمآبی دیگری زنده بماند و جنایت خودش را تکرار میکند.
در این فیلم هم شبهای تهران را ناامن به تصویر میکشند. از آنجایی که بحث خفاش شب و قتلهای زنجیرهای در آن زمان داغ بود و بازسازی چنین اثری اهمیت زیادی داشت. فیلم اثر ملتهبی به حساب میآمد اما جزو فیلمهایی نبود که جایزهای به دست بیاورد. نقدهای زیادی درباره آن نوشته شد اما نهایتا در گیشه فروش به نسبت خوبی داشت.
شبی در تهران
این اثر به کارگردانی بهرام کاظمی با بازی رامبد جوان و ماهایا پطروسیان هم زندگی یک زوج را در شبی از شبها در تهران به تصویر میکشد. دیدگاه کارگردان دراین فیلم هم متمرکز روی ناامنی و مشکلات زندگی در تهران است.
داستان درباره زن و شوهر جوانی است که برای استخام در شرکتی از رشت عازم تهران میشوند اما در طول سفر و در تهران مشکلات متعددی سراغ آنها میآید. فیلم با اقتباس از فیلم «غریبهها در شهر» به کارگردانی آرتور هیلر ساخته شد اما اثر چندان قدرتمندی نیست. درواقع نمیتوان آن را یکی از فیلمهای موفق سینما نامید. حضور رامبد جوان و ماهایا پطروسیان یکی از مهمترین برگ برندههای فیلم بود.

طهران روزگار نو
«طهران روزگار نو» یک فیلم بر پایه سریال «هزاردستان» ساخته علی حاتمی است که واروژ کریممسیحی ۳ سال پس از درگذشت علی حاتمی آن را بهصورت یک فیلم سینمایی ۹۰ دقیقهای تدوین کرد. نکته مهم اینکه علی حاتمی وقتی قصد تولید این سریال را داشت دو نام برایش در نظر گرفته بود یکی «هزاردستان» و دیگری «طهران روزگار نو» که نهایتا «هزاردستان» را برای آن برگزید اما کریممسیحی نام دیگر مورد علاقه حاتمی را روی این فیلم ۹۰ دقیقهای گذاشت. داستان فیلم مثل «هزاردستان» از ماجرای سرشماری قبل از شهریور ۱۳۲۰ و سرقت جواهرات عروس خان مظفر شروع میشود و بخشهای مهمی از سریال را دربر میگیرد.
طهران تهران
سال ۸۸ شهرداری تهران یک فیلم سه اپیزودی سفارش داد که اپیزود اول با عنوان «تهران روزهای آشنایی» توسط داریوش مهرجویی و «تهران سیم آخر» توسط مهدی کرمپور ساخته شد. اپیزود «طهران تهران» را قرار بود سیفالله داد بسازد که متاسفانه پیش از شروع ساخت فیلم درگذشت. به همین دلیل به اثری دواپیزودی تبدیل شد. اپیزود «تهران روزهای آشنایی» شروعی ضدتهران دارد اما درادامه متوجه میشویم این شهر صاحب جاهایی است که میتوان در آن به آرامش رسید.
آغاز این اپیزود قصه خراب شدن خانه یک خانواده است. آنها در آستانه تحویل سال بیخانمان میشوند اما یک تور تهرانگردی غصه را از آنها دور میکند. مهرجویی تصویری دلچسب از تهران نشان میدهد اما این زیبایی زیر کیفیت پایین فیلم فدا میشود. در «تهران سیم آخر» هم شهر هویت دارد و اینبار شخصیتهای آن که چند جوان عاشق موسیقی هستند محور قرار میگیرند. محدودیتهای نواختن موسیقی در این شهر به محور اصلی آن تیدل میشود.

تهران ۱۵۰۰
بهرام عظیمی در فیلم انیمیشنی «تهران ۱۵۰۰» درباره آینده این شهر پیشبینی کرده است. او تصویری از تهرانی پیشرفته با تکنولوژی بسیار بالا پیش روی مخاطبانش گذاشت. داستان فیلم در سال ۱۵۰۰ شمسی روایت میشد. زمانی که رباتها هم کنار مردم زندگی میکنند و آدمهای ثروتمند میتوانند با امکانات پیشرفته پزشکی تا ۱۶۰ سال زندگی کنند. خیابانها، ساختمانها، وسایل نقلیه و … همگی بسیار مردن شدهاند و سبک زندگی مردم کاملا تغییر کرده است.
شخصیت محوری پیرمردی ۱۶۰ ساله به نام اکبرآقاست که هنوز عادتهای دیرینه خودش را حفظ کرده است. عظیمی در این فیلم از بازیگران زیادی دعوت به همکاری کرده بود. مهران مدیری، بهرام رادان، هدیه تهرانی، حبیب رضایی، گوهر خیراندیش، محمدرضا شریفینیا و … همگی با این اثر انیمیشنی همراه شدند. با وجود تلاشهای زیاد اما نتوانست فیلم موفقی باشد و نتوانست آنطور که باید توجهها را جلب کند.
