به نقل از آرتیها سریال «پدر گواردیولا» ساخته سعید نعمتالله سرانجام به پایان رسید، سریالی که بعد از ۲۱ قسمت در همان نقطهای تمام شد که قابل حدس بود. فرجام خوش کاراکتر اصلیاش «گواردیولا». فرجام خوشی که البته دیگر شخصیتهای سریال هم از آن بی نصیب نماندند از حمیدرضا تا عشرت و آسایش.

داستان سریال «پدر گواردیولا»
سعید نعمتالله خودش فیلمنامه سریال «پدر گواردیولا» را نوشت و آن را کارگردانی کرد. این سریال دومین تجربه کارگردانی او پس از سریال تلویزیونی «زمین گرم» است. خط اصلی قصه درباره اسماعیل نفر با بازی حمید فرخ نژاد است که روزگاری فوتبالیست مشهوری بوده اما بر اثر اعتیاد به خاک سیاه مینشیند! گذر او به یک سینمای متروکه میافتد و از این طریق قصه زندگی آدمهای بیچاره دیگری روایت میشود.
داستان سریال «پدر گواردیولا» پیچیده نیست ؛ اما به دلیل تعدد شخصیت این امکان را به سازنده میداد تا هر بار قصه یک نفر را بیان کند. یعنی در کنار روایت زندگی اسماعیل، دیگران هم سهم دارند و به نوعی نماینده اقشار مختلف جامعه محسوب میشوند. مثل یک موزیسین، یک مرد ثروتمند، آدمهای بی خانمان و … .
کاراکترهای سریال

حمید فرخ نژاد در نقش اسماعیل یا همان گواردیولا، کار سختی برای قوام دادن به شخصیت معتاد نداشت و این سریال جزو اتفاقهای شاخص کارنامهاش نیست. مهران مدیری در نقش بیوک، رقیب او بود که بر سر زری (ستاره اسکندری) دوئل داشتند. مدیری بار دیگر وارد جلد یک شخصیت جدی شد و تا حدودی موفق بود.
اسکندری اما ویژگیهای یک زن معتاد و همچنین کسی که دلبسته نوزادش میشود را باورپذیر ارائه کرد. هنگامه قاضیانی و مرجانه گلچین راوی زنانی شدند که از همسر خیانت دیدهاند. نمایش عشق فروخورده و بازگشت شور و هیجان به واسطه حضور مردی جدید در زندگیشان، در بازی این دو به خوبی بازتاب داده شد. هر چند نمیتوان «پدر گواردیولا» را نقطه عطف کارنامه آنها دانست.

نسیم ادبی در نقش یک خواهر دلسوز و از خودگذشته موفق بود اما علی اوجی نتوانست فراتر از تجربیات پیشین گام بردارد. همین اتفاق برای مهدی سلطانی، فریبا نادری، سارا خوئینیها و پرویش نظریه هم افتاد. امیر یل ارجمند، سیامک صفری و علیرضا خمسه نیز فرصت عرض اندام مناسب مقابل دوربین «پدر گواردیولا» نداشتند. امیرمهدی ژوله شخصیت حمیدرضا، به عنوان جوانی عاشق سیاست و همچنین مهربان و گاه مستاصل را به خوبی نمایش داد. بازی آرش عدلپرور در قامت یک موزیسن عاشق و معتاد اما از کلیشهها لطمه خورد.
نقد کوتاه
کارگردان، فیلمنامهاش را به شیوه کلاسیک تبدیل به سریال کرد و سرنوشت و سرگذشت آدمها را به شکل موازی و گاه فلش بک به تصویر کشید. سینمای متروکه سهم زیادی از قصه داشت و همین به باور برخی مخاطبان، پاشنه آشیل «پدر گواردیولا» بود. طبعا فضای چرک این مکان و ریخت نه چندان جذاب شخصیتها، برخی را پس میزند. خانه اسماعیل، خانوم جان و … اما فضای بصری جذابی داشتند و میتوانستند تا حدودی این ضعف را برطرف کنند. شیوه. صحبت کاراکترها که منبعث از نوع خاص دیالوگ نویسی نعمتالله است هم به مذاق عدهای خوش نیامد.

«پدر گواردیولا» از جمله آثاری است که عواقب تلخ اعتیاد و نیز نداشتن جنبه شهرت را تذکرمیدهد. از این منظر میتوان سریال را هشدار خوب دیگری دانست که در قالب یک داستان میتواند به مخاطب تلنگر بزند. شخصیت اصلی سریال انواع و اقسام بدبختی را تجربه کرد و در نهایت از زنی معتاد به اسم زری صاحب فرزند شد. این نوزاد حکم بازگشت دوباره او و همسر افسردهاش (که در غم مرگ فرزند میسوخت) به زندگی را دارد. «پدر گواردیولا» با چنین تمهیداتی قصد یادآوری معجزه امید را داشت. با این همه، ایرادی که به سریال وارد شده، حجم بالای شعارها و نیز پایان بیش از حد خوشبیانه آن است.
