به نقل از آرتیها در بسیاری از آثار مختلف شاهد همراهی شخصیتها با خواهر یا برادرشان هستیم. اما در این پرونده صرفا دست روی خواهر و برادرهایی گذاشتهایم که کنار هم بخش مهمی از درام را شکل میدهند و رابطهشان در فیلم یا سریال مورد نظر بسیار اثرگذار است.
در سریال «مرداب» به کارگردانی برزو نیکنژاد، بخش مهمی از درام در ارتباط با یک خواهر و برادر پیش میرود؛ خواهر و برادری شمالی که به نحوی زندگیشان با دارودسته شکیب گره میخورد و دستخوش ماجراهای بسیاری میشوند. به بهانه بازی درخشان پانتهآ پناهیها و شهرام حقیقتدوست در نقش آفاق و ایرج سریال «مرداب»، پروندهای را به مهمترین روابط خواهر و برادری در فیلمها و سریالهای مختلف اختصاص دادهایم.

سمیره و رضا | باران کوثری و پوریا پورسرخ
در فیلم «روز سوم» به کارگردانی محمدحسین لطیفی، بخش مهمی از داستان پیرامون زندگی یک خواهر و برادر شکل میگیرد. «روز سوم» درباره آخرین روزهای مقاومت در بخش غربی خرمشهر در سال ۱۳۵۹ است. درحالیکه مردم درحال مقاومت هستند دختری به نام سمیره پاهایش شکسته و نمیتواند فرار کند. برادرش رضا تصمیم میگیرد موقتا سمیره را در گودالی داخل حیاط مخفی کند تا شب بیاید و نجاتش دهد.
در این بین خواستگار قبلی سمیره که به جمع نیروی نظامی عراق پیوسته به عنوان یک فرمانده عراقی به این منطقه میآید و خانه رضا و سمیره را اشغال میکند. برادرش برمیگردد تا او را نجات دهد اما با محاصره خانه روبهرو میشود و هرکاری میکند نمیتواند به سمت او برود و موفقیتی به دست نمیآورد. رضا نهایتا شهید میشود و فقط سمیره از ماجرا جان سالم به در میبرد. بازی باران کوثری و پوریا پورسرخ بسیار مورد توجه قرار گرفت و کوثری برای بازی در این فیلم و «خونبازی» به طور مشترک سیمرغ بهترین بازیگر نقش اول زن را گرفت.

احسان و یلدا | صابر ابر و نگار جواهریان
فیلم «اینجا بدون من» به کارگردانی بهرام توکلی، براساس نمایشنامه باغوحش شیشهای تنسی ویلیامز ساخته شده و ماجراها درون خانوادهای فقیر روایت میشود. احسان پسری عشق فیلم است که مدام مینویسد و به سینما میرود اما مجبور است در یک انبار کار کند و همین هم باعث شده مدام به فکر رفتن باشد. با این حال به خاطر خواهرش یلدا نمیتواند آنجا را ترک کند. یلدا به خاطر معلولیت در قسمت پا اعتمادبنفس ورود به جامعه را ندارد.
از کلاسهایش فرار میکند و دلش نمیخواهد با دیگران ارتباط برقرار کند و از نگاههایی که همه به شیوه راه رفتنش دارند میترسد. تنها سرگرمیاش برق انداختن عروسکهایش و گوش دادن به صدای ضبط شده دوست برادرش رضا. وقتی احسان متوجه علاقه او به رضا میشود او را دعوت میکند با این امید که از خواهرش خوشش بیاید اما ماجرای نامزدی رضا همه چیز را بهم میریزد. حالا دیگر احسان مجبور است از کارش مرخصی بگیرد تا تماموقت مراقب خواهرش باشد. نکته جذاب فیلم جایی است که علاقه احسان به سینما باعث میشود در ذهنش زندگی رویایی را کنار خواهرش به تصویر بکشد و به همین جهت هم فیلم با حسی خوشایند به پایان میرسد.

نقی و فهیمه | محسن تنابنده و نسرین نصرتی
در «پایتخت» به کارگردانی سیروس مقدم، رابطه بین نقی و فهیمه، یکی از نکات جذاب سریال را میسازد. با اینکه فهیمه سالهاست ازدواج کرده و دو پسر دارد اما کماکان نقی روی او حساس است و به همه کارش کار دارد. او بارها مچ فهیمه را با رحمت میگیرد و مدام مواظب است آنها جایی باهم نباشند. فهیمه هم از آنجایی که همسرش را از دست میدهد، تمام مدت کنار خانواده نقی است و برای کوچکترین کاری به او وابسته است. هم محسن تنابنده و هم نسرین نصرتی تسلط زیادی به لهجه مازندرانی دارند و به همین دلیل هم گپ زدن آنها باهم بسیار بامزه از آب در میآید. مسئله دیگر اینکه نقی به عنوان دایی هم روی خواهرزادههایش حساس است اما بهتاش با بازی بهرام افشاری، کاری به احترام دایی ندارد و برای همین هم مدام باهم دعوا میکنند.

سمیه و محسن | پریناز ایزدیار و نوید محمدزاده
داستان فیلم «ابد و یک روز» به کارگردانی سعید روستایی، به طور کلی روی زندگی نابسمان یک خانوادهی سطح پایین بنا شد. تمام بار زندگیشان روی دوش کوچکترین دختر خانواده یعنی سمیه است. سمیه صبح تا شب مشغول مرتب کردن خانه است. او حالا باید برای رفاه خانواده به ازدواجی اجباری تن دهد. بخشی از مشکلات خانواده به اعتیاد محسن و فروش مواد توسط او برمیگردد. محسن بارها گیر می افتد و بارها از کمپ فرارمیکند. اما هربار به محض بازگشت به خانه سراغ مشتریهایش میرود.
با این حال در مقایسه با برادر بزرگترش مرتضی، بیشتر به فکر سمیه است. محسن در عین اینکه پولی ندارد و مواد میفروشد اما برخلاف برادرش بیغیرت نیست و به احساسات خواهرش به نسبت بیشتر بها میدهد. نمیخواهد اجازه دهد به خاطر پول، خواهرش با یک افغانستانی ازدواج کند و از ایران برود. یکی از احساسیترین نقاط فیلم جایی است که مامورها به خانه میریزند و محسن را میبرند. سمیه هم درحالی که منتظر خانواده داماد است پشت پنجره ایستاده و برای برادرش گریه میکند. ایزدیار و محمدزاده هردو برای بازی در این فیلم از جشنواره سیوچهارم سیمرغ گرفتند.

آفاق و ایرج | پانتهآ پناهیها و شهرام حقیقتدوست
یکی از قطبهای اصلی سریال «مرداب» به کارگردانی برزو نیکنژاد، شخصیت آفاق است. زنی شمالی که بسیار زرنگ و باهوش به نظر میرسد و مدام در پی این است که نقشهای بکشد تا پولی نصیبش شود. برادرش ایرج با بازی شهرام حقیقتدوست، برخلاف خودش چندان زرنگ نیست و یک جورهایی دنبالهروی آفاق به حساب میآید. آفاق مدام به او تذکر میدهد و از او میخواهد حواسش را جمع کند.
همراهی پناهیها با شهرام حقیقتدوست به عنوان خواهر و برادر در این سریال، بسیار باورپذیر و منطقی از آب درآمده. آنها هم روی لهجه تسلط زیادی دارند و هم به لحاظ عاطفی توانستهاند رابطه خواهر و برادری را دقیق بسازند. تا جایی که سکانس مرگ ایرج با بازی درخشان حقیقتدوست به یکی از احساسیترین سکانسهای سریال بدل شد. مرگی که با توجه به اتفاقهای قسمت پانزدهم بیشتر نمادین بوده و قرار است مجددا شاهد ادامه بازیاش در سریال باشیم.
