فیلم «رگ‌های آبی» به کارگردانی جهانگیر کوثری/ فیلمی از زندگی فروغ فرخزاد، شاعر بزرگ و پر آوازه را پیش رو خواهیم داشت

به نقل از آرتیها از فروغ گفتن، از فروغ نوشتن و از فروغ فیلم ساختن در دوره و زمانه‌ای که اگر بخواهی روایتگر صادقی باشی خیلی بیشتر از نیمی از روایتت خط قرمزها را رد می‌کند و مشمول ممیزی می‌شود کار راحتی نیست؛ این را همان روز اول که خبر ساخت فیلمی درباره زندگی فروغ فرخزاد منتشر شد، گفتند و نوشتند اما گویا جهانگیر کوثری عزمش را جزم کرده بود تا در اولین تجربه کارگردانی‌اش فیلمی از زندگی این شاعر بزرگ، پر آوازه و این زن عصیانگر و پیشرو را به تصویر بکشد. چه ایرادی دارد؟ او در این اولین تجربه فیلم می‌سازد و ما تماشا می‌کنیم -هرچند با زجر تمام- و بعد نقدش می‌کنیم!

داستان فیلم رگ‌های آبی

داستان فیلم رگ‌های آبی

فیلم پرتره قرار است بازنمایی باشد از تمام یا بخشی از زندگی یک شخصیت. «رگ‌های آبی» روایتگر بخشی از زندگی فروغ فرخزاد است که از زمان ازدواجش با پرویز شاپور آغاز می‌شود و تا زمان پایان حیاتش ادامه پیدا می‌کند. در این دوران فروغ ۵کتاب شعر چاپ می‌کند. فیلم می‌سازد و فیلم بازی می‌کند. با بزرگان و سرشناسان ادب و هنر ایران و دنیا معاشرت می‌کند. چندین سفر به خارج از کشور دارد. و از همه مهمتر با ابراهیم گلستان آشنا می‌شود و تا پایان حیاتش از او تاثیر می‌پذیرد.

در «رگ‌های آبی» اما تنها انتشار یک مجموعه شعر و از معاشرت با بزرگان تنها رفاقت با طوسی حائری و پند شنیدن از نادر نادرپور را می‌بینیم و به جای همه آنچه گفته شد و در فیلم نیامد فروغ را زنی بوالهوس، دائم‌الخمر، روان‌پریش، بی‌اراده و منفعل می‌بینیم. ابراهیم گلستان هم به کل از زندگی فروغ فاکتور حذف می‌شود و تنها در دو نما جیپ سفید او به چشم می‌آید!

تصویر باران کوثری در نقش فروغ فرخزاد

گریم

برای ساخت فیلم پرتره از یک شخصیت برجسته لوازمی نیاز است که شاید کمترینشان پیدا کردن بازیگری باشد که حداقل شباهتی به آن شخصیت داشته باشد. جهانگیر کوثری اما نقش فروغ فرخزاد را به دخترش هبه کرد و تنها با بالا کشیدن ابروها سعی کرد او را به شمایل فروغ نزدیک کند. اتفاقی که هرگز رخ نداد و تصویر باران کوثری در نقش فروغ فرخزاد به یک افتضاح تمام‌عیار تبدیل شد. دیدن آن روی پرده سینما سخت و جانفرسا بود.

فیلم «رگ‌های آبی»

کاراکترها

فیلم با کاراکتری شروع می‌شود که ستاره پسیانی نقشش را بازی کرده. کاراکتری به نام فروغ که نام همسرش پیروز و پسرش کامی است. شعر می‌گوید و در یک استودیو فیلمسازی کار می‌کند و برای همین از همسرش جدا می‌شود و همسرش اجازه دیدار فرزند به او نمی‌دهد. انگار فیلمساز می‌خواسته بگوید فروغ در نسل بعد هم در میان زنان ایرانی تکرار می‌شود. شاید تنها بخشی که قرار بوده از تاثیر فروغ فرخزاد به عنوان یک زن پیشرو و تاثیرگذار بگوید همین بوده باشد. اما روایت فیلمساز حتی در این بخش هم الکن بوده و تمام سوال مخاطب بعد از پایان فیلم این است که اگر تمام این خط داستانی که در زمان حال می‌گذرد حذف شود چه خللی در فیلم ایجاد می‌شود؟

فیلم «رگ‌های آبی» نخستین تجربه کارگردانی جهانگیر کوثری در نخستین شب جشنواره فیلم فجر در بخش ویژه به نمایش درآمد.

دیدگاهتان را بنویسید