قسمت چهارم سریال «زخم کاری۴»/ محمدحسین مهدویان متوجه اشتباهاتش در این فصل نمی‌شود؟ توجهی به باورپذیر بودن سریالش ندارد؟

به نقل از آرتیها قسمت چهارم سریال «زخم کاری۴» نه تنها به نمایش جاذبه‌های گردشگری نروژ اختصاص پیدا کرده که مجموعه‌ای از سوتی‌ها و اتفاق‌های اغراق‌آمیز و باورناپذیر را کنار هم جمع کرده است. از سحر و جادو شدن سیما در موزه نروژ به سبک پینوکیو تا زنده شدن اخوان و قانون ممنوعیت برای حمل موبایل در موزه و … محمدحسین مهدویان واقعا متوجه اشتباهاتش در این فصل نمی‌شود؟

در سه قسمت ابتدایی سریال «زخم کاری۴» بارها درباره سوتی‌های مختلف این سریال نوشته‌ایم و از بازی اغراق‌شده برخی بازیگران گلایه کرده‌ایم اما در قسمت چهارم این سریال اتفاق‌هایی فراتر از تمام آن قبلی‌ها مواجهیم.

قسمت چهارم سریال «زخم کاری۴»

از ابتدای قسمت چهارم مدام شاهد این مسئله هستیم که مالک روی حساس بودن قرارشان با نروژی‌ها تاکید دارد و از سیما می‌خواهد حواسش را جمع کند. سیما مثل بچه‌های لوس مدام به مالک گلایه می‌کند که چرا کارها را به سمیرا سپرده و او هیچ جایگاهی در این قرارداد ندارد. تا اینکه مالک به جای سمیرا قرار را برای حضور سیما تنظیم می‌کند اما درست زمانی که سیما باید خودش را به سمیرا ثابت کند، همه‌چیز طوری پیش می‌رود که حس می‌کنیم درحال تماشای کارتون پینوکیو هستیم.

زنی باتجربه که بارها همه را سر کار گذاشت، در موقعیتی که می‌تواند خودش را اثبات کند، یک مرتبه به فکر شیطنت می‌افتد و بدون هیچ دلیلی سر از موزه درمی‌آورد. مگر می‌شود یک زن با این سن‌وسال یک‌مرتبه همه‌چیز را فراموش کند و مهمترین قرارش را از یاد ببرد؟ مگر چیزخورش کرده‌اند که عقلش زایل شود و دو ساعت تمام از عنصر تفکر بی‌بهره بماند؟ حداقل کاش مهدویان کاری می‌کرد سیما یک جایی گیر بیفتد و نتواند به قرار برسد تا مخاطبان احساس نکنند به شعورشان توهین شده است.

سفر به نروژ

زمانی که عکس‌های پشت صحنه بازیگرها از سفر به نروژ منتشر می‌شد گمان می‌کردیم مهدویان قصد دارد اتفاق‌های ویژه‌ای را در این کشور رقم بزند. حالا اما فهمیدیم مهدویان دلیل خاصی نداشته و انگار فقط دلش می‌خواسته بیشتر از هرچیز موزه هنرهای ملی نروژ را نمایش دهد.

مخاطبانی که دلشان می‌خواهد یک سریال تماشا کنند چرا باید ۱۵ دقیقه کامل در و دیوار موزه را ببینند؟ طبیعتا اگر دلشان بخواهد موزه نروژ را ببینند در یوتیوب ویدئوهای بهتری می‌توانند پیدا کنند. بخش مهمی از مخاطبان سریال نسبت به وقت‌گذرانی برای تماشای محتوای موزه گلایه کرده‌اند. آنها نوشته‌اند یک قسمت کامل تماشا کرده‌اند بدون اینکه چیزی دستگیرشان شود.

سوتی در موزه

زمانی که سیما می‌خواد وارد موزه شود، نگهبان صدایش می‌زند و می‌گوید باید کیف و محتویات داخل آن را تحویل دهد. سیما هم کیف و موبایلش را تحویل می‌دهد و همین مسئله باعث می‌شود کسی نتواند با او تماس بگیرد. بسیاری از موزه‌ها چنین ممنوعیتی را برای بازدیدکننده‌ها قائلند اما مشکل اینجاست که گویا در این موزه مورد نظر چنین محدودیتی وجود نداشته. چون همان ابتدا مردی را می‌بینیم که گوشی به دست دارد و جلوتر خانمی درحالی که کیف بزرگی را روی دوش انداخته مشغول تماشا و عکس انداختن از یک اثر هنری است.

نگهبان موزه چرا به آنها چنین تذکری نداده و فقط این ممنوعیت را برای سیما قائل شده است؟ به طور طبیعی چون این ممنوعیت بیشتر از هرچیز به خواست کارگردان صورت گرفته و کارگردان هم حواسش به این سوتی بزرگ نبوده است.

باورپذیر بودن سریال

زمانی که در فصل دوم مالک بعد از آنهمه ضربه چاقو زنده ماند و از جا بلند شد، همه تعجب کردیم اما فکرش را هم نمی‌کردیم مهدویان بخواهد یکبار دیگر چنین کاری انجام دهد. حالا در قسمت چهارم «زخم کاری۴» می‌بینیم شخصیت اخوان که فصل اول به قتل رسید سالم و سرحال کنار دست مالک نشسته است. عباس جمشیدی‌فر، بازیگر نقش اخوان بعد از پایان فصل یک در مصاحبه‌ای گفت در فصل دو حضور ندارد.

طبیعتا وقتی کاراکتری می‌میرد دیگر نمی‌تواند جز در قالب فکروخیال یا روح به سریال برگردد. اما گویا مهدویان از بازگرداندن مرده‌ها لذت می‌برد و هیچ ابایی هم از باورناپذیر بودن این مسئله ندارد. خودش در مصاحبه‌ای که اخیرا با هوشنگ گلمکانی انجام داد وقتی درباره این مسئله حرف زد خندید. او گفت که مالک را با آن همه چاقو برگرداندیم برگرداندن اخوان که کاری ندارد.

به نظر می‌رسد محمدحسین مهدویان توجهی به باورپذیر بودن یا نبودن سریالش برای مخاطبان ندارد. نه سوتی‌ها برایش مهم است و نه واقعی بودن موقعیت‌ها و عملکرد شخصیت‌ها. واقعا «زخم کاری» با این شرایط به کجا خواهد رسید؟

دیدگاهتان را بنویسید