به نقل از آرتیها سریال «تاسیان» که با توقف یکهفتهای در پخش مواجه شده بود، جمعه هفته قبل به قسمت نوزدهم رسید. قسمت جدید از سریال تینا پاکروان با اتفاقات ویژهای درباره موقعیت کاراکترها همراه بود. هم در زمینه روایت تاریخی و هم در داستان عاشقانهاش به فرازهایی حساس و کلیدی نزدیک شد. «تاسیان» پس از ۱۹ قسمت به کجا رسید؟

داستان قسمت نوزدهم سریال «تاسیان»
قسمت نوزدهم سریال «تاسیان» بخشی از پیشبینیها درباره سرانجام شخصیتهای اصلی این داستان را باطل کرد. پس از آنکه شیرین در پاسخ به سیلی ناگهانی پدرش جمشید نجات، تصمیم به فرار با امیر گرفت، آن دو عازم سفری غیرمنتظره به شمال شدند تا بیخبر از خانوادهها خلوتی عاشقانه را برای خود فراهم بیاورند. همزمان سعید که کینهای عمیق از خانواده امیر و بهطور مشخص برادر او داشت در تلاش بود تا تبعید سازمانی خود به بخش آرشیو را، با زخم زدن به خانواده یوسفینیا تلافی کند. براساس تیتراژ ابتدایی سریال که یادآور داستان «ماهی سیاه کوچولو» است و سرنوشت تلخ صمد بهرنگی بهعنوان نویسنده این داستان، برخی مخاطبان پیشبینی کرده بودند که در سفر مشترک امیر و شیرین به شمال، قرار است یکی از آنها مانند نویسنده «ماهی سیاه کوچولو» در آب رودخانه غرق شود.
پیشبینیای که استفاده از ترانه «رودخونهها» در قسمت هجدهم، داشت به یقین هم تبدیل میشد. اما در قسمت جدید، ورق برگشت و با دخالت ساواک، امیر و شیرین، به تهران منتقل شدند. جمشید نجات فرار چندماهه تنها دخترش با پسری غریبه را نمیتواند هضم کند. از سوی دیگر روابط خانوادگی امیر هم با دستگیری برادرش توسط ساواک بحرانیتر از قبل شد. حالا همه چیز منوط به پایانبندی است.

لحظات عاشقانه و تاریخی
موقعیتهای داستانی سریال «تاسیان» از همان ابتدا، در دو فضای موازی شکل میگرفت. در بخشهایی از روایت شاهد موقعیتهای احساسی و عاشقانه میان امیر و شیرین بودیم. همزمان بهصورت موازی، تحولات سیاسی و اجتماعی تاریخ معاصر در مقطع کلیدی سال ۵۷ به تصویر درمیآمد. در قسمتهای اخیر همچنان شاهد روایت همزمان این موقعیتها به موازات یکدیگر هستیم. همزمان با دخالت ساواک برای بازگرداندن امیر و شیرین از شمال، در قسمت نوزدهم شاهد قدرت دوباره سعید برای مقابله با نیروهای مبارز بودیم. سعید که از مدتها قبل در کمین برادر امیر بود، بالاخره در میانه سخنرانی امید برای دانشجویان او را به دام انداخت. از سوی دیگر تا چند قدمی بازداشت پدر امیر یعنی حاجرضا در بازار هم پیش رفت.
تصویر بازنمایی شده از شرایط تاریخی در سریال «تاسیان» از همان ابتدای پخش محل نقدها و سوءتفاهمهایی بود. اما آنچه بعد از ۱۹ قسمت میتوان به آن اذعان کرد این است که رسیدن به فضایی فانتزی و شاعرانه از یک داستان عاشقانه بیش از پایبندی به مستندسازی و بازنمایی عینبهعین روابط و موقعیتهای تاریخی برای تینا پاکروان اولویت داشته است. واقعیتی که پذیرش یا عدم پذیرش آن میتواند تأثیر مستقیمی بر رضایت مخاطبان از «تاسیان» داشته باشد.

کارگردانی
مانند هر کارگردان دیگری که پس از یک تجربه موفق، کار دشواری برای برآورده کردن انتظارات از خود در تجربه تازهاش دارد، تینا پاکروان هم میدانست مخاطبان بالقوه «تاسیان» توقعاتشان را برمبنای لذتی که از تماشای «خاتون» بردهاند تنظیم کردهاند و برآورده کردن انتظاراتشان نمیتوانست کار سادهای باشد. با این همه و به استناد ۱۹ قسمت پخششده از سریال «تاسیان» میتوان گفت که این کارگردان تا حدود زیادی عملکرد موفقی داشته هرچند شاید برای طیفی از علاقهمندان «خاتون»، انتظارات را برآورده نکرده باشد.
از منظر کارگردانی، تینا پاکروان براساس پیشفرضی که از فضای فانتزی و خوشرنگولعاب روایتش داشته، در زمینه فضاسازی عملکرد موفقی دارد. بهویژه در سکانسهای مربوط به روابط درونی خانواده نجات که بیشک بیتأثیر از خاطرات شخصی و خانوادگی این کارگردان از زیستن در دهه پنجاه نیست، او بهخوبی توانست موقعیتها و روابط تماشایی را خلق کند. هرچند این توفیق در زمینه بازنمایی فضای سیاسی ملتهب جاری در زندگی اجتماعی کاراکترها در آن سالها و بهطور خاص در تصویر کردن مبارزات دانشجویی، تکرار نشده است. در این بخش عملکرد کارگردان فاصلهای قابلتوجه با تجربه قبلیاش یعنی «خاتون» دارد.
پاکروان در زمینه کارگردانی و هدایت بازیگران هم اتفاق قابلتحسینی را در کارنامه خود دارد.
