به نقل از آرتیها حسن فتحی از جمله کارگردانان مولفی است که علاوه برکارگردانی، در نگارش فیلمنامههای آثارش هم نقش دارد. برخی از آنها از جمله «شب دهم»،«مدار صفر درجه»، «روشنتر از خاموشی» و… را به شکل مستقل نوشته است. آثار دیگرش را هم در همکاری با نویسندههای مطرحی چون علیرضا نادری، نغمه ثمینی، علیرضا کاظمی پور به سرانجام رساند. فیلمنامه «مست عشق» آخرین اثر سینمایی او هم در همکاری با فرهاد توحیدی جلوی دوربین رفت. به بهانهی اکران «مست عشق» نگاهی به همکاری حسن فتحی با فیلمنامهنویسانی داشتهایم که با او همکاری کردهاند.

پهلوانان نمیمیرند | اعظم بروجردی
پهلوانان نمیمیرند سریالی بود که نامِ فتحی را سرِ زبانها انداخت. فیلمنامهی این اثر را فتحی با همراهی اعظم بروجردی و تحت تأثیر آثار آگاتا کریستی دربارهی زندگی پهلوانان در دوره قاجار نوشتند. در این اثر نیز فتحی نیمنگاهی به حوادث تاریخی (نظیر قتل گریبایدوف، کنسول روس) داشت. در عین حال داستانی جنایی را با تکیه بر نمایش سنتها و آدابورسوم پهلوانان قدیم روایت کرد. بروجردی میگوید صحنهی خداحافظی آخر پهلوان خلیل (با بازی جمشید مشایخی) و همسرش حلیمه خاتون (با بازی فخری خوروش) را تحت تاثیر زندگی برادرش (محمدرضا بروجردی) تکاوری که در سال ۶۱شهید شد، نوشته است.
در آن زمان صدا و سیما موقع تصویب فیلمنامه، خواست تا بخش دخالت سفارتهای خارجی به کار اضافه شود. اعظم بروجردی با این کار مخالف بود و عقیده داشت اضافه شدن این بخش، کار را خراب میکند اما فتحی خود این بخش را نوشت. بدین صورت ۶ قسمت، به فیلمنامهی ۱۹ قسمتی اضافه شد که این تفاوتها را در نحوهی دیالوگها میتوان مشاهده کرد.

میوه ممنوعه / کیفر / در مسیر زاینده رود | علیرضا نادری
میوهی ممنوعه : قصهی سریال، برگرفته از داستانِ شیخ صنعان و دخترِ ترسا بود و نیم نگاهی نیز به تراژدی شاهلیر داشت. داستان ملتهبِ عشق یک پیرمرد به دختری جوان را بیان میکرد. علیرضا نادری و تیم نویسندگان در این سریال، با حفظِ فاصلهی خود با منابع اقتباسی تصویری قابلباور از جامعه و مناسبات پیچیده حاصل از تحولات اقتصادی/سیاسی میانهی دهه هشتاد عرضه کردهاند. این اثر علاوه بر کارگردانی خوبِ فتحی و بازی خیرهکنندهی علی نصیریان، به خاطرِ دیالوگهای هوشمندانه، علیرضا نادری یکی از موفقترین سریالهای تاریخِ تلویزیون بدل شود.

کیفر : همکاری فتحی و نادری در «کیفر» با یک طرح داستانی بسیار جذاب همراه بود. فیلم به بحث اعدام میپرداخت و از این رو، نقبی به سمت نئونوآر میزد؛ هرچند فیلمساز و نویسنده آگاهانه از رفتن به سمت آن اجتناب کردهاند. در این فیلم نیز دیالوگهای جذابی وجود دارد که از جملهی آن میتوان به این موارد اشاره کرد: با هر کی عشقی داشتیم از این حرفا نداشتیم/پس سینه زنیه تو واسه ظهر عاشورا نیست، برای قیمه بعدشه/اگه یه گنجشک از جلوی پات پرواز نکرد فکر نکن عاشقته، شاید آدم حسابت نکرده/ همه ما کرم های یه لجنزاریم.

در مسیر زایندهرود : فتحی و نادری هر دو قصه گویی را بلدند و ذائقه و سلیقهی مخاطب را به خوبی می شناسند. اما «در مسیر زایندهرود» آنطور که انتظار می رفت، درخشان نشد و نتوانست موفقیتِ «میوه ممنوعه» را به دست آورد. هر چند نادری توانست افرادِ بهظاهر ناهمگون را در قصهای جذاب گرد هم آورد. نادری برای نگارشِ این سریال از یک داستانِ واقعی بهره گرفته بود و بار دیگر جسارتِ خود را در تصویر کشیدنِ ازدواج پدر یک مقتول با مادر یک قاتل بیان کرد و بهنوعی خط شکنی در قصه پردازی در مدیومِ تلویزیون انجام داد.

شهرزاد | نغمه ثمینی
همکاری حسن فتحی با نغمه ثمینی در «شهرزاد» سببِ خلق یکی از موفقترین سریالهای تاریخِ نمایش خانگی شده است. ثمینی از نمایشنامهنویسان مطرح کشور است که تواناییهای زیادی در نگارش موقعیتهای عاشقانه دارد. بخشی از داستان و دیالوگهای عاشقانهی «شهرزاد» محصول تواناییهای ثمینی بود و او با قلم جادوییاش بخش مهمی از بار سریال را به دوش میکشید. ثمینی به خاطر تسلطِ خود به دنیای زنانه و همچنین اسطورهها، تصویری از زنی به غایت خردمند و اهلِ نزاکت پدید آورد.
آشنایی شهرزاد سعادت (ترانه علیدوستی) با شهرزاد قصهگو، مسیر زندگی او را تغییر داد. او به خاطرِ درکِ مفاهیم انسانی همواره سمت درستکاری گام برمیدارد. داشتن تحصیلات عالی، عشق به فرهاد دماوندی که او را سمبل شعر و ادبیات میداند، نجاتدادن جان فرهاد با تندادن به ازدواج با قباد، در کنار خانواده ماندن و حس مادریِ بیچونوچرایش در رابطه با فرزندش همگی در این راستا هستند. همین نگاهِ اوست که سببِ تغییر قباد و حتی «بزرگآقا» میشود.

جیران | احسان جوانمرد
این سریال حاصلِ همکاری فتحی با فیلمنامه نویسی جوان و کمتر شناخته شده (احسان جوانمرد) بود؛ فتحی در این اثر نیز به دنبالِ تصویر کردنِ بخشی از تاریخِ ایران بود؛ اما برخلاف آثاری چون پهلوانان نمیمیرند یا شب دهم، نتوانست تصویرِ دقیقی از یکی از فرازهای مهمِ تاریخ ایران باشد و برخی دلیلِ آن را نداشتنِ یک طرح داستانی قوی برای این اثر دانستند. «جیران» البته دیالوگهای زیبایی داشت؛ اما این دیالوگها نتوانستند تمامِ کاستیهای اثر را جبران کنند.
«جیران» به دنبال طراحی فضای عاشقانه بودند که در این مسیر نیز چندان موفق نشدند. سازندگانِ این سریال بر این مسئله آگاه بودهاند که نمیتوان تمام قسمتها را با ماجرای عشقی ناصرالدین شاه و خدیجه و سیاوش پر کرد؛ بنابراین فکتهایی تاریخی در رابطه با کشورداری و وضعیت مملکت نیز به داستان اضافه کردهاند که از جملهی آن میتوان به حادثهی مرگِ «امیرکبیر» اشاره کرد. جوانمرد در «مست عشق» نیز یکی از نویسندگان فیلمنامه است.

فرهاد توحیدی| مست عشق
فرهاد توحیدی از سنتی میآید که قصهگویی را بلد است. این نویسنده طی سالها حضورش به عنوان فیلمنامهنویس (در سینما و تلویزیون) هم در ژانر کمدی نوشته و هم در ژانرهای پلیسی، ملودرام و اجتماعی. فیلم «مست عشق» با فیلمنامهای از او به کارگردانی «حسن فتحی» این روزها روی پردهی سینماست. فیلم درباره مولانا و شمس تبریزی سخن میگوید و برش از دورانی کوتاه از این مؤانست این دو چهرهی نامآور تاریخ را بدون قضاوت بیان میکند. طبقِ آنچه توحیدی گفته قرار بوده تا داستان شمس و مولانا برای ساخت یک سریال تلویزیونی نگارش شود و مقدمات آن فراهم شده بود. اما به دلیلِ نگاه حاکم بر تلویزیون، این اتفاق رخ نداده و به ساخت یک اثر سینمایی بسنده شد.
آنچه هماکنون روی پرده رفته، هفتمین اتودی است که توحیدی نوشته و فیلمنامه فعلی «مست عشق» نسخه یازدهمی است که مورد توافق کارگردان و فیلمنامهنویس قرار گرفته است. توحیدی در «مست عشق» سراغ یکی از مهمترین شعرا و عرفای تاریخ ایران یعنی جلالالدین محمد بلخی مشهور به مولانا رفته و بخشی از دوران زندگی او را به تصویر کشیده و قصهای شخصیت محور خلق کرده که با چرخشی ظریف به سمت ماجرامحوری رفته و چند داستانِ فرعی را نیز به آن گره زده است. داستانهایی چون قصه عشق نافرجام پسر مولانا (علاءالدین) به کیمیا خاتون و داستانِ مربوط به اسکندر بیک فرمانده خشن اهل قونیه و … و در این بین فیلمنامهنویس تا حد مقتضی تلاش کرده است به تاریخ وفادار بماند.
