در این مطلب از آرتیها از کتابی پرفروش صحبت خواهیم کرد. کتاب صید ماهی بزرگ، اثری نوشته ی دیوید لینچ است که اولین بار در سال ۲۰۰۶ به چاپ رسید. کارگردان مطرح و صاحب سبک سینمای جهان، دیوید لینچ، در این کتاب به شکلی نو و منحصر به فرد به متدهایش به عنوان یک هنرمند، روش شخصی کار کردن خود و تجارب سودآور و خلاقیتپرورش از انجام مراقبه می پردازد.
لینچ، تجربه ی «شیرجه به درون» و «صیدِ» ایده ها مانند ماهی را توصیف می کند. سپس، چگونگی آماده سازی این ایده ها برای به کارگیری در سینما، تلویزیون، نقاشی، موسیقی و طراحی را شرح می دهد. او علاوه بر این ها، برای اولین بار در مورد تعهد سی ساله ی خود به «مراقبه ی تعالی بخش» می نویسد و از تفاوت هایی که این مراقبه در فرآیند شکل گیری و رشد خلاقیت خود به وجود آورده، پرده برمی دارد. کتاب صید ماهی بزرگ، اثری بسیار ارزشمند و تأثیرگذار از یکی از بزرگترین ایده پردازان مبتکر در عرصه ی سینما و نقاشی است و بدون شک به مخاطبین کمک خواهد کرد تا ماهی های بزرگتری را از دریای ذهن و ابتکار خود صید کنند.

نقد کتاب صید ماهی بزرگ
در کتاب صید ماهی بزرگ نویسنده از طریق فصلهای کوتاهکوتاه از شکلگیری ایدههایش حرف میزند؛ از اینکه از کجا میآیند، چطور آنها را به چنگ میآورد و کدامیک بیشتر او را جذب خود میکند. توضیح میدهد که چگونه افکارش را به عمل درمیآورد و به چه صورت با اطرافیانش تعامل میکند.
لینچ میگوید طی ۳۳ سال گذشته هیچ مراقبهای را از دست نداده و صبح و عصر هر بار بیست دقیقه مراقبه میکند و از این مراقبه روزانه نیرو میگیرد و منفیگراییاش هم کمتر شده است. تقریبا در هر فصل هم تجربهای از زندگی شخصیاش بیان میکند و طبیعتاً چون کارگردان است از سینما هم مثالهای زیادی در کتاب میبینیم.
با وجود همه اینها باید قبول کنیم که در نهایت، وقتی کتاب را تمام میکنیم، چیز قابل توجهی دستگیر خواننده نمیشود! فصلهای کتاب بسیار کوتاه هستند و بیشتر آنها حتی به یک صفحه تمام هم نمیرسد. ایدهها به خوبی پرداخته نمیشود و در آخر ممکن است وجه اشتراک موضوعات مختلف را درک نکنیم. طبیعتاً در کتاب متنهای خوبی هم وجود دارد اما در یک نگاه کلی نمیتوان چیزی درباره «خلاقیت هنری» از طریق مراقبه دریافت کرد. بنابراین شاید بهتر باشد این کتاب را نیز جزء کتابهای موفقیت در نظر گرفت!

چند نکته از کتاب
اولین بار که چیز هایی در مورد مراقبه شنیدم، هیچ علاقه ای به آن پیدا نکردم. حتی کنجکاو هم نشدم. به نظرم اتلاف وقت بود. تا اینکه این عبارت توجه مرا جلب کرد: «شادی حقیقی در درون است.» ابتدا این را جمله ای موذیانه پنداشتم، چون نمی گفت که این «درون» کجاست و یا چطور به آن می رسی. با این حال، دروغ هم نمی گفت که مرا به صرافت انداخت که شاید مراقبه، راهی برای راهیابی به درون باشد.
ایده شبیه ماهی است. اگر بخواهید ماهی کوچکی را صید کنید، می توانید در سطح کم عمق آب بمانید. اما اگر خواهان صید ماهی بزرگی هستید، مجبورید به جاهای عمیقتر بروید. در اعماق آب، ماهی ها قویتر، نابتر، بزرگ و انتزاعی هستند. و نیز بسیار زیبا. در این میان آنچه برایم مهم است یافتن نوعی خاصی از ماهی است، ماهی ای که می تواند به «سینما» ترجمه شود. اما در آن اعماق همه جور ماهی ای شنا می کنند. ماهی هایی برای تجارت و ماهی هایی برای ورزش. برای همه چیز ماهی وجود دارد…
برای من، هر فیلم، هر پروژه، یک آزمایش و تجربه جدید است. چطور می شود یک ایده را ترجمه کرد؟ اینکه چطور آن را ترجمه کنید تا از یک ایده به فیلم و بعد به صندلی یک سینما برسد؟ شما ایده ای دارید و می توانید آن را ببینید، بشنوید، احساس کنید و بشناسید. بعد آرام شروع به تراشیدن ایده می کنید و خودتان هم می دانید که دقیقا آن را درست انجام نمی دهید. این باعث می شود که بیشتر و بیشتر فکر کنید تا بتوانید زوائد را دور بیندازید. شما در حال کنش و واکنش هستید.

نویسنده صید ماهی بزرگ
دیوید کیث لینچ، متولد ۲۰ ژانویه ی ۱۹۴۶، کارگردان، نقاش و نویسنده ی آمریکایی است. لینچ در خانواده ای از طبقه ی متوسط در میزولا، مونتانا متولد شد. بیشتر دوران کودکی او در مسافرت در ایالات متحده سپری شد تا زمانی که برای تحصیل نقاشی به آکادمی هنرهای زیبای پنسیلوانیا در فیلادلفیا رفت و در آنجا به ساخت فیلم های کوتاه روی آورد. لینچ سپس به لس آنجلس کالیفرنیا رفت و در آنجا اولین فیلم بلند خود، اثری سوررئال در ژانر ترس را ساخت که با بازخوردهای بسیار مثبتی رو به رو شد.فیلم های لینچ پر است از نمادهای سورئالیستی، سکانس های رویاگونه و ترکیب توهم و واقعیت. دیوید لینچ در نقاشی، مجسمه سازی و موسیقی نیز فعالیت می کند.
