در این مطلب از آرتیها به بخش اول آشنایی با هیپنوتیزم میپردازیم.

هیپنوتیزم چیست؟
هیپنوتیزم نوعی ریلکسیشن متمرکز است که با کنار زدن ضمیر خودآگاه، دسترسی به ضمیر ناخودآگاه را راحت میکند. این ویژگی، مهمترین نقطه قوت آن است. همه میدانیم که بسیاری از عادات، مشکلات، باورها و رفتارهای ما ناشی از ضمیر ناخودآگاه ماست (تعبیر کوه یخ فروید را حتما شنیده اید که میگوید سرچشمه۹۰ درصد باورها، افکار، احساسات و رفتارهای ما ضمیر ناخودآگاه ماست) و Hypnosis میتواند ضمیر ناخودآگاه را در دسترس ما قرار دهد.
وقتی فردی هیپنوتیزم میشود، حالت متفاوتی از هشیاری را تجربه میکند. با دقت و تمرکز بیشتری میتواند به درون خود توجه کند. بنابراین چون توجه او کاملاً محدود و متمرکز شده با دقت و سرعت بیشتری میتواند مسائل درونی خود را اصلاح کند. میتوان گفت توانایی فوق العاده هیپنو شبیه لیزر است و میدانیم که لیزر چیزی جز نور متمرکز نیست.
توجه محدود و متمرکز، فقط در Hypnosis رخ نمیدهد. هر فعالیتی که با توجه و تمرکز بالا انجام شود، شبیه هیپنوتیزم است؛ مثلا زمانی که فردی با تمام وجود غرق در تماشای فیلم مورد علاقه اش هست در حال تجربه کردن نوعی هیپنوتیزم سبک است. دفعۀ بعد که به سینما یا کنسرت رفتید کمی به واکنش های افراد توجه کنید تا به این مسأله پی ببرید!

تاریخچه
نظرات زیادی دربارهٔ اینکه چه کسی Hypnosis را شروع کرد، وجود دارد. هندوهای هند اولین کسانی بودند که آنها این شیوه را بنیان نهادند و از آن به عنوان یک دارو برای سلامتی استفاده کردند. امروزه این یکی از کاربردهای اصلی هیپنوتیزم است و به روانشناسی مربوط میشود. تحقیقات نشان میدهد هیپنوتیزم به گذشتههای دور برمیگردد. اما پیشرفتهای مهم آن در سال ۱۸۴۲، هنگامی که جیمز برید شروع به بررسی بیشتر آن کرد، رخ دادند. او که «پدر هیپنوتیزم جدید» نامیده میشود اعتقاد نداشت که خواب مغناطیسی باعث هیپنوتیزم میشود و فکر میکرد که خلسهها فقط یک «خواب عصبی» هستند.
وی در سال ۱۸۴۳ یک کتاب دربارهٔ این موضوع به نام «نوریپنولوژی» نوشت. برخی مسمر را پدر هیپنوز میدانند. میگویند راسپوتین وزیر پرنفوذ دربار روسیه تزاری از این روش در قربانیان خود استفاده میکرده است. کشیش آبه فاریا نیز از متقدمین این روش است. مسمر در دورهٔ اوج نظریهپردازی در باب مغناطیس این پدیده را ناشی از مغناطیس حیوانی میدانست. بعدها روش او توسط شورایی مرکب از بنجامین فرانکلین و گیوتین و… مردود دانسته شد. Hypnosis توسط میلتون اریکسون آمریکایی و نیز آلمان پیشرفت زیادی کرد.

محدودیتهای قانونی
هیپنوتیزم افراد بهطور مستقیم یا غیر مستقیم در طول تاریخ و در کشورهای مختلف، تحت نظارت قانون و تنظیمات قانونی بوده است. اگر چه در مجموعه ای از کشورها هیچ قانونی مستقیماً به تعریف و تنظیم محدودیتهای قانونی هیپنوتیزم نپرداخته است، اما مقررات مربوط به هیپنوتیزم، در حوزههای مختلفی از قانون، مانند بهداشت، اقتصاد و حقوق کیفری بازتاب یافته و عملاً تنظیمات قانونی اعمال شده است. از جمله نمونههایی از تأثیر غیرمستقیم قانون بر کاربرد هیپنوتیزم، در قوانین ایالتی آمریکا قابل ردیابی است. در سالهای اخیر تنظیمات مستقیم بیشتری در قوانین بعضی از کشورها اعمال میشود. برای نمونه اسرائیل در سال ۱۹۸۴م، یکی از اولین کشورهایی بود که مقرراتی در خصوص حدود قانونی کاربرد هیپنوتیزم وضع کرد.
در کشورهای دیگری نظیراتریش، استرالیا، سوئد و نروژ، از قبل قوانینی وجود داشت که تنها به پزشکان، دندانپزشکان و روانشناسان اجازه کاربرد هیپنوتیزم را میداد، اما به مجوز و تأیید جداگانه ای نیاز نبود. درقوانین ایران نیز در شرایط خاصی که مدارک کافی برای صدور حکم قطعی وجود ندارد استفاده از هیپنوتیزم برای یافت شواهد فرعی مجاز دانسته شده است. اما شواهدی که توسط هیپنوتیزم به دست آمد، دارای اعتبار مستقل نیست و اقرار قابل استناد، محسوب نمیشود.

جمع بندی
به طور خلاصه میتوان گفت که Hypnosis ۴ نشانه زیر را دارد:
- افزایش قدرت تجسم: قدرت تجسم ما افزایش پیدا میکند و در برخی از افراد تجسم عین واقعیت میشود.
- افزایش تلقین پذیری: قدرت تلقین پذیری فرد افزایش پیدا میکند و ساده تر میتوان ناخودآگاه را تحت تأثیر قرار داد.
- توجه محدود: فرد نسبت به محیط اطراف خود هشیاری دارد. اما حواس او به سادگی پرت نمیشود و توجه او محدود به فرایندهایی است که در حالت هیپنوتیزم برایش رخ میدهد.
- افزایش آرامش: فرد آرامش عمیقی دارد و معمولاً افرادی که هیپنوتیزم میشوند آن را معادل ساعت ها خواب عمیق میدانند.
در بخش دوم با انواع Hypnosis و تاثیر آن در حل مشکلات جسمی و ذهنی افراد خواهیم پرداخت.
