Tangled

در این مقاله درآرتیها با یک انیمیشن پرطرفدار و نقد آن همراه شوید. گیسو‌کمند انیمیشن ماجراجویی دربارۀ دختری با موهای بلند و جادویی است که در یک برج مخفی زندگی می‌کند. او متوجه می‌شود که یک پرنسس است و با کمک مردی به‌نام یوجین به قصر پیش مادر و پدرش بازمی‌گردد. پرنسس و یوجین عاشق یکدیگر می‌شوند و با‌هم ازدواج می‌کنند. این داستان عاشقانه، همراه با لحظات کمدی، دنبال‌کردن رؤیاها و فداکاری در راه عشق را به ‌نمایش می‌گذارد. این انیمیشن موزیکال و بیشتر دخترانه است که پرهزینه‌ترین انیمیشن تاریخ سینما لقب گرفته است.

خلاصه فیلم گیسو کمند :

این انیمیشن داستان رؤیای دختر گیسوکمندی به‌نام راپونزل است که موهای جادویی دارد و در یک برج مخفی با مادرش گاتل زندگی می‌کند. هرسال در شب تولد راپونزل، چراغ‌های روشنی در آسمان ظاهر می‌شود که او آرزو دارد یک‌بار آن‌ها را از نزدیک ببیند؛ اما مادر گاتل به بهانۀ محافظت از دخترش، اجازۀ بیرون‌رفتن از برج را به او نمی‌دهد. حقیقت این است که راپونزل پرنسس گم‌شده‌ای است که به‌خاطر موهای جادویی‌اش، گاتل او را دزدیده و در برجش مخفی کرده است. یک روز پسری به‌نام یوجین به برج مخفی راپونزل می‌رسد و در نبود مادرگاتل به راپونزل کمک می‌کند تا از برج خارج شود و رؤیایش را محقق کند. یوجین و راپونزل در طول روزهایی که باهم هستند، عاشق یکدیگر می‌شوند. متأسفانه مادرگاتل در تعقیب راپونزل است، او با نقشه راپونزل را به برج برمی‌گرداند. در همین زمان یوجین هم برای نجات راپونزل از دست مادرگاتل، به برج آن‌ها می‌آید. او موهای راپونزل را می‌بُرد تا جادوی موها از بین برود. مادر گاتل که زندگی‌اش را از این موهای جادویی داشت، از بین می‌رود. راپونزل با کمک یوجین به قصر پیش مادر و پدرش واقعی‌اش برمی‌گردد. رؤیای او یک‌بار دیگر محقق می‌شود و با یوجین ازدواج می‌کند.

موضوع اصلی این انیمیشن عشق راپونزل و یوجین است و صحنه‌هایی از روابط عاشقانۀ آن‌ها وجود دارد که لازم است والدین به آن دقت کنند. این انیمیشن بیشتر دخترانه است؛ زیرا شخصیت اصلی داستان یک دختر است. توجه کنید که داشتن موهای جادویی و درخشان می‌تواند در کودکان به‌ویژه دختران باعث خیال‌پردازی شود، بهتر است کودکان را دربارۀ عناصر خیالی راهنمایی کنید.

استودیو والت دیزنی بخاطر نگرش و توجه ویژه ای که به داستان های کلاسیک و افسانه های ملل داشت، همواره در نزد مخاطبان خویش و منتقدان سینما یک جایگاه ویژه بدست آورده است. این موضوع باعث شده است تا از رهاورد چند دهه فعالیت این استودیو شخصیت هایی خلق شود که همچنان علیرغم گذشت زمان تازگی خویش را از دست نداده باشند. یکی از این موارد افسانه «گیسو کمند» است.

ماجرا اینگونه نمی ماند و با ورود یک جوان دزد به نام رایدر که از دست سربازان پادشاه در حال فرار است و تصادفی به مخفیگاه راپونز راه یافته است شرایط کاملا تغییر می کند. راپونزل او را دستگیر می کند و تاج سرقت شده را مخفی می کند. راپونزل به او پیشنهاد می دهد تا اگر او را برای تماشای مراسم پرواز فانوس ها به شهر ببرد او هم تاج را به او برگرداند. با قبول این پیشنهاد آنها از برج خارج می شوند. دنیای بیرون کاملا برای راپونزل غریبه است و سرشار از شگفتی برایش به نظر می آید. آنها به سمت شهر می روند و در کافه ای با دار و دسته خلافکار های شهر که از دست رایدر بسیار عصبانی هستند برخورد می کنند و این اتفاق با دخالت راپونزل تبدیل به دوستی می شود تا جایی که آنها رایدر و راپونزل را از دست سربازان فراری می دهند. راپونزل و رایدر وارد شهر می شوند و در جشن و پایکوبی مراسم های شهر شرکت می کنند. از سوی دیگر جادوگر پیر دو برادر دو قلو که شریک رایدر بودند و او آنها را قال گذاشته بود، پیدا می کند و با دادن تاج طمع آنها را برای همکاری و دریافت پول بیشتر با او بر می انگیزد.

راپونزل حالا به آرزویش می رسد و مراسم رها کردن فانوس ها را که هر سال به یاد دختر گمشده پادشاه رها می شوند می بیند. او از کودکی این مراسم را از دوردست ها دیده و در آرزوی تماشای آنها از نزدیک بود، در این بین شرکای رایدر او را می بینند و موفق می شوند تا او را دست بسته در قایقی به سوی نگهبانان بفرستند و راپونزل را هم بربایند که با صحنه سازی جادوگر و بیهوش کردن آنها، نقشه جادوگر کامل می شود و راپونزل که حالا فکر می کند رایدر به او هم حیله زده و در پی مقاصد خویش بوده است دل شکسته با جادوگر به برج می رود.

اما در برج ناگهان خاطرات او دوره می شود و چهره پدر و مادرش را می بیند و در یک آن تمام ماجرا را متوجه می شود. راپونزل که بسیار عصبانی است در پی خروج از برج بر می آید ولی جادوگر پیر که این کار برای او به معنی نابودی کامل است او را به زنجیر می کشد.

رایدر در زندان قصر برای به دار آویخته شدن آماده می شود اما در مرور وقایع متوجه اصل موضوع می شود و تلاش می کند تا به نجات راپونزل برود اما دیر شده است و او زندانی است و دیگر کاری از دست او بر نمی آید. ناگهان دار و دسته خلافکار ها به کمک او می آیند و با هماهنگی او را از قصر فراری می دهند. رایدر سوار بر اسب خویش که در تمام طول فیلم در حال نزاع و شیطنت با او است به سمت برج راپونزل می رود. در هنگام ورود توسط جادوگر با خنجر زخمی می شود. راپونزل از جادوگر می خواهد تا اجازه دهد با استفاده از موهای بلندش٬ زخم رایدر را شفا دهد و در مقابل او هم جادوگر را برای فرار و رفتن از اینجا همراهی می کند اما رایدر بر خلاف انتظار در یک لحظه موهای راپونزل را می چیند که این به معنی از بین رفتن خاصیت جادویی و شفا بخش آنها است. جادوگر که دیگر منبعی برای قدرت خویش نمی یابد به سرعت پیر شده و از بین می رود. رایدر هم بعد از مدتی بهبود می یابد و راپونزل را به قصر نزد پدر و مادرش می رساند.

نقد و تحلیل :

بی گمان والت دیزنی از چهره های تاثیرگذار قرن بیستم بود و توانست مکتب و تفکر خویش را در خلق انیمیشن ها و کسب درآمد و انتفاع رسانه ای از آنها به خوبی بنیان نهاده و به ارث بگذارد. استودیو والت دیزنی در طول این دوران به مرور از خط مشی نسبتا اخلاق گرایی که در آثار کلاسیک خویش بدان پایبند بود فاصله گرفته است و این مسیر به دست فراموشی سپرده شده است. در آثار کلاسیک والت دیزنی همواره نقش خانواده یا ارزش های اخلاقی احساس می شد و روی آنها مانند صداقت، وفای به عهد و نیکی تاکید می شد و در جایی که یکی از این ارزش ها وجود نداشت دیگری جای آن ها را پر می کرد. این موارد اکنون تبدیل به گمشده ای در فیلم «گیسو کمند» شده است. برخلاف تصور افسانه ای که متعلق به ملل دیگر بوده است به صورت دلخواه توسط استودیو والت دیزنی مصادره به مطلوب شده است. داستان فیلم تنها به خاطر نقاط طلایی و عطف افسانه «گیسو کمند» دارای انسجام است و زد و خورد و تعقیب و گریز رایدر و همدستان دوقلو و دار و دسته خلاف کارها و اسب عجیب و غریب و سفید رنگ او به آن اضافه شده است.

داستان با وجود خاصیت شفابخشی گل جادویی که قدرت خود را از خورشید می گیرد و احتیاج جادوگر پیر بدان، شروع می شود. تاکیدی بر قدرت خورشید که در طول فیلم با نمادهای فراوانی در میان شهر و مردم آن اشاره بدان می کند شبهه خورشید پرستی ساکنان این شهر خیالی را مطرح می کند. از سوی دیگر داستان باز هم انسجام ندارد. نقاط عطف داستان که همان ربودن دختر توسط جادوگر و نابودی او در انتها و بازگشت او به قصر است به سرعت روایت می شود. در واقع آنها همان محل کنش داستان هستند که هیچ توجهی بدان نمی شود و تنها در حد یک نریشن ساده مورد اکتفا واقع می شوند. بستر اصلی همان شخصیت راپونزل است که دختری بلوند و عاشق طبیعت است. او صادقانه حرف جادوگر پیر را که همان رباینده اصلی او است سال ها باور می کند که نمادی از معصومیت نهفته اش است. در سن ۱۸ سالگی او از جادوگر درخواست می کند تا بتواند به محیط بیرون برود. به نظر می آید تقارن این سن با سن قانونی بزرگسالی در قوانین تصادف نباشد. در واقع فیلمساز تلاش دارد تا اختیار عمل و آزادی فردی را برای نوجوانان در برابر والدین به نحوی نرم و تربیتی تبیین کند. راپونزل بر خلاف اجازه مادرش که همان جادوگر است به بیرون از منزل می رود و با رایدر همراه می شود. رایدر در نوع خود شاید جالب توجه باشد، خلافکاری بذله گو و شاد و جوان و خوشرو اما با نگاهی به آثار ساخته شده دیزنی شخصیتی تکراری و خسته کننده به نظر می آید چرا که در واقع انعکاسی مدرن شخصیت های خلافکار اما پایبند به اصول اخلاقی چون رابین هود است اما این شخصیت دیگر تناسب چندانی با رابین هود ندارد و تنها در پی منافع خویش است و از هیچ حقه و حیله ای در راه رسیدن به اهدافش دوری نمی کند.

خانواده در این فیلم فاقد جایگاه است و والدین راپونزل تنها در حد اشک و ناله در فراق او دیده می شوند. فضاسازی و طراحی لباس و اکسسوری های کاراکترها نیز برگرفته از فضای قرون وسطی اروپا است. لباس ها و تجهیزات شباهت زیادی به این دوره یافته اند. گرچه مواردی نقیض این مورد نیز یافت می شود مانند کلاهخود سربازان که شباهت هایی به ارتش امپراطوری آلمان و فرانسه در چند قرن گذشته یافته است اما با این وجود فضای کلی اثر اروپای سده های گذشته را متصور می سازد. در عین حال ساخت این انیمیشن در زمان خویش یک قمار بزرگ توسط دیزنی به شمار می رفت. شاید باور این موضوع برای مخاطبان سخت باشد اما بودجه ساخت این انیمیشن ۲۶۰ میلیون دلار اعلام شده است در حالی که انیمیشن های امروزی با ارقامی در حدود ۱۰۰ الی ۱۵۰ میلیون دلار ساخته می شوند. «گیسو کمند» در گیشه فروش توانست به رقم ۵۹۱ میلیون دلار دست یابد که می توان موفقیت نسبی را برای این فیلم در نظر گرفت.

ابعاد فنی این فیلم نیز درخور توجه هستند. برای نخستین بار دیزنی اقدام به شبیه سازی مو و لباس در یک اثر سینمایی با تکنیک سه بعدی کرد، حاصل کار نیز بسیار عالی بود. تا پیش از «گیسو کمند» هیچ اثر سینمایی نبود که تا این اندازه موفق به شبیه سازی مو و لباس کاراکترها در ابعاد زیاد پرداخته باشد. متحرک سازی روان و نرم و در عین حال پر احساس این انیمیشن نقطه قوت و قدرت این اثر شده است. حرکت کاراکترها و مخصوصا ادای جملات و اجرای آنها بسیار هنرمندانه و لطیف از آب درآمده است.

جالب است بدانید شبیه سازی مو در این پروژه حاصل تلاش دانشجوی ایرانی بوده است که مشغول تحصیل در رشته کامپیوتر بوده است و موضوع پایان نامه خویش را شبیه سازی مو در رایانه یا انیمیشن های رایانه ای انتخاب کرده بود. استودیو والت دیزنی نیز با آغوش باز از این دانشجوی خلاق و باهوش استقبال کرد و دانش فنی و نبوغ او باعث شد تا دیزنی بتواند در ابعاد سینمایی یک سیستم شبیه سازی مو را ایجاد کرده و از آن بهره برداری نماید. بدون شک جلوه های شیبه سازی شده مو در این اثر سبب جذب مخاطبان زیادی شد، نکته ای که در واقع حاصل همکاری علم و تجارت و هنر است.

دیدگاهتان را بنویسید