آنالیز سریال «یزدان» که از همان نقطه شروع با اما و اگرهایی روبه‌رو است/ کارتن‌خوابی که ادعا می‌کند پزشک است

به نقل از آرتیها منوچهر هادی مجددا به تلویزیون برگشته و سریال «یزدان» را به سفارش شهرداری تهران ساخت. سریال از همان نقطه شروع با اما و اگرهایی روبه‌رو است و در قسمت سوم منطق مخاطبانش را کاملا نادیده می‌گیرد. تلویزیون با این سریال‌ها قرار است با سریال‌های شبکه خانگی رقابت کند؟

داستان سریال

«یزدان» سریالی سفارشی برای شهرداری تهران است. هادی هم برای نمایش قدرت، مسئولیت‌شناسی، مهربانی و دلسوزی ماموران ویژه شهرداری از هیچ کاری فروگذار نکرده است. در این سریال با مامورهای ویژه‌ای روبه‌رو هستیم که در برخورد با افرادی که سدمعبر می‌کنند یا معتادانی که کنار خیابان خوابیده‌اند با ملایمت رفتار می‌کنند، لبخند می‌زنند و یا به خاطر مصیبت‌های آنها چشم‌هایشان پر از اشک می‌شود.

مامورهایی که خارج از وقت اداری هم برای اصلاح امور جامعه زمان صرف می‌کنند. خانواده‌ها را بهم پیوند می‌دهند، برای بچه‌های کار کلاس فوق‌العاده برگزار می‌کنند. خلاصه بیشتر از هرکس دیگری مصلح اجتماع هستند.

بازیگرانی همچون پژمان بازغی، دارا حیایی، بهنوش بختیاری، لعیا زنگنه، علیرضا خمسه، فاطیما بهارمست، سیما تیرانداز و… در این سریال نقش دارند.

نقد سریال یزدان

کاری به این حجم از گل‌درشتی نداریم و فرض را براین می‌گذاریم که شهرداری تهران مملو از چنین مامورهایی است و کوچکترین رفتار خشنی هم وجود ندارد. اما اتفاقی که در قسمت سوم این سریال افتاد را واقعا دیگر نمی‌توانیم بپذیریم. مامور ویژه شهرداری که دستور جمع‌آوری معتادها و کارتن‌خواب‌ها را داده است، به کارتن‌خوابی می‌رسد که ادعا می‌کند پزشک است. او می‌گوید همسرش را در کرونا از دست داده و از آن زمان به بعد دیگر نمی‌تواند جراحی کند. برای همین هم معتاد شد و افتاد گوشه خیابان حتی پسرش هم نمی‌خواهد او را ببیند. تا اینجای ماجرا مشکلی وجود ندارد و می‌توانیم آن را منطقی بشماریم.

وضعیت وقتی از مسیر منطق خارج می‌شود که مامور شهرداری سراغ پسر این مرد می‌رود و از او می‌خواهد با پدرش مهربان باشد. او هم قبول نمی‌کند و می‌گوید با اینکه پدرش استادش بوده اما حالا دیگر نمی‌خواهد با این وضع او را ببیند.

از قضا درست در همان زمان پسر به اتاق عمل می‌رود تا عمل جراحی پیوند انجام دهد که یک‌مرتبه می‌ترسد و می‌گوید از توانش خارج است. بعد هم مامور شهرداری دست‌به‌کار می‌شود و مرد کارتن‌خواب را با آن وضعیت و حواس ناجور به اتاق عمل می‌آورد تا عمل را انجام دهد. یعنی واقعا بیمارستان‌ها تا این حد به لحاظ داشتن تیم حرفه‌ای درمان در مضیقه‌اند که به جز یک کارتن‌خواب کس دیگری نمی‌تواند این عمل را انجام دهد؟ یا اصلا بیمارستان‌ها انقدر بی‌دروپیکرند که کارتن‌خواب معتادی لباس جراحی بپوشد و شکم مردم را بشکافد و عمل کند؟

کارگردانی

منوچهر هادی ارزش و اعتبار چندانی برای باورپذیر بودن اتفاق‌های سریال‌هایش قائل نیست. هنوز یادمان نرفته در قسمت پایانی سریال «دل»، شخصیت خسرو با بازی سعید راد که بعد از فهمیدن ماجرای تعرض به دخترش سکته کرده و به کما رفته بود چطور یک مرتبه از کما بیرون آمد و دستگاه‌ها را از خودش باز کرد.

فردی که تا یک لحظه پیش هیچ هوشیاری نداشت، مثل یک قهرمان افسانه‌ای از جای خود بلند شد و پرستارها را کنار زد تا به کمک دخترش برود. سکانسی که از بی‌منطقی‌اش صدای اعتراض همه بلند شد و خود سعید راد را هم به واکنش واداشت. هادی حالا مجددا عرصه را برای خلق موقعیت‌های اینچنینی باز دیده است.

دیدگاهتان را بنویسید