پایان سریال «تاسیان»، سکانس عاشقانه انتهایی، خیلی‌ها را به گریه انداخت و خاطرات زیادی را در ذهنمان باقی خواهد گذاشت

به نقل از آرتیها سریال «تاسیان» از همان نقطه شروع پرحاشیه بود. سریالی با سکانس عاشقانه با وجود تلخی‌ها خاطرات زیادی را در ذهن‌مان باقی خواهد گذاشت. به بهانه پایان سریال «تاسیان» مروری داریم بر حواشی و نکات مهمی باعث می‌شود این سریال در ذهنمان ماندگار شود.

توقیف «تاسیان»

ماجرای توقیف

«تاسیان» از همان قسمت اول به خاطر نوع پوشش و تمرکز روی زندگی شاد یک خانواده ثروتمند پیش از انقلاب، با مخالفت‌هایی روبه‌رو شد. اما خبری از توقیف نبود تا زمانی که قسمت سوم آن منتشر شد. در ساعات پایانی روز یکشنبه ۵ اسفند یعنی دو روز بعد از انتشار قسمت سوم، اعلام شد که این سریال به علت توقیف نداشتن مجوز تولید و پخش به دستور قوه قضاییه توقیف شده است. در ادامه هم گفته شد که عوامل سریال باید ضمن کسب مجوز تولید و پخش، ایرادهای سریال را هم اصلاح کنند. توقیف این سریال با اعتراض‌های بسیار زیادی از سوی عوامل، اهالی سینما، منتقدان و مخاطبان روبه‌رو شد.

تینا پاکروان بعد از توقیف «تاسیان» نسبت به این اقدام معترض شد. او گفت به نظرش این رفتار نشانه هجمه و پرونده سازی سازماندهی شده است. او تاکید کرد در تمام این سال‌ها تصویری که از یک ساواکی در تلویزیون به ما نشان داده‌اند، همراه با کلیشه‌هایی همچون کراوات و مشروب و سیگار بوده است. بعد وقتی نوبت به سریال ما می‌رسد، اعتراض می‌کنند که چرا شرب خمر نشان داده‌اید. مگر من می‌توانم تصویر یک ساواکی را در حال نماز خواندن نشان دهم؟ طبقه‌ دیگری هم در سریال داریم که هم نمازشان را می‌خوانند و هم اعلامیه‌شان را پخش می‌کنند.

طبقه دیگری هم همان زمان بوده‌اند که سینما می‌رفتند، موسیقی گوش می‌دادند و مشروب هم می‌خوردند. درباره موضع‌گیری ناگهانی ساترا هم گفت: «ما برای این سریال ۱۷ ماه مشغول رفت و آمد به ساترا بودیم، چطور می‌شود ناگهان صحبت از توقیف کرد؟». بعد هم صراحتا گفت داستان «تاسیان» عاشقانه است و فقط در این بستر تاریخی روایت می‌شود. بعد از این اعتراض‌ها بالاخره انتشار سریال به جریان افتاد.

از میان کاراکترهای سریال «تاسیان»، یکی از محبوب‌ترین‌ها، جمشید نجات با بازی بابک حمیدیان بود

کاراکترهای ماندگار

از میان کاراکترهای سریال «تاسیان»، یکی از محبوب‌ترین‌ها، جمشید نجات با بازی بابک حمیدیان بود. حمیدیان با گریمی متفاوت، به قالب مردی میانسال در دهه پنجاه درآمد و به عنوان پدر یک دختر جوان نقش‌آفرینی کرد. او لحن یک تهرانی اصیل را برای خودش در نظر گرفت. در طول مدت سریال به قدری نقش خودش را درس و دقیق ایفا کرد که همه به او علاقه‌مند شدند. با اینکه مقابل دخترش سنگ می‌انداخت اما همه به او حق می‌دادند. حتی در قسمت پایانی هم سریال خیلی‌ها در کامنت‌های مربوط به این قسمت نوشته بودند از مرگ امیر و شیرین ناراحت نشده‌اند واز اینکه نجات زنده مانده خوشحالند.

پانته‌آ پناهی‌ها هم یکی از بازیگران موفق این سریال است. او در نقش هما زنی میان‌سال ایفای نقش می‌کند و این ویژگی در چین و چروک چهره و سپیدی موهایش نمود پیدا کرده است. او همزمان زنی خوش‌پوش و امروزی در مختصات زندگی دهه ۶۰ را دارد. پناهی‌ها برای نقش هما به‌خوبی برای بروز احساسات درونی خود از اجزای مختلف چهره‌اش بازی گرفت. به همین دلیل از معدود بازیگرانی است که در قاب‌های بسته هم می‌تواند به‌خوبی احساسات متناقض و متفاوتی را به مخاطب منتقل کند. بازی با چشم‌ها و فرازوفرود ضرباهنگ بیان کلمات در موقعیت‌های مختلف هم از دیگر تمهیداتی است که این بازیگر برای ارائه باورپذیرتر نقش «هما» از آن بهره می‌گیرد.

یکی از نکات جذاب سریال «تاسیان» نمایش یک رفاقت ناب از امیر و سعید بود

معنی رفیق

یکی از نکات جذاب سریال «تاسیان» نمایش یک رفاقت ناب از امیر و سعید بود. سعید با بازی صابر ابر، با اینکه ساواکی معرفی می‌شد، اما در رفاقت چیزی کم نمی‌گذاشت. سکانس مستی امیر و سعید و رقص آنها کنار هم یکی از درخشان‌ترین سکانس‌های سریال بود. بعد از آن هم با اینکه سعید بارها جلوی امیر سنگ انداخت اما در نهایت، نشان داد پای رفاقتش مانده است. بعد از قتل غیرعمد سعید به دست امیر، نامه او در اختیار عمه‌ی شیرین قرار گرفت و ما هم از محتوای آن مطلع شدیم. سعید بار دیگر رفاقتش را به امیر ثابت کرد و به بهترین شکل، وقایع را برای شیرین روایت کرده بود؛ نامه‌ای که هیچ‌گاه به دست شیرین نرسید.

تینا پاکروان به عنوان یک کارگردان، در این سریال جسورانه عمل کرد

کارگردانی

شاید در مقایسه با سریال «خاتون»، نتوانیم «تاسیان» را یک اثر قدرتمند معرفی کنیم اما تینا پاکروان به عنوان یک کارگردان، در این سریال جسورانه عمل کرد و برای اولین‌بار تصویری واقعی و به‌دور از کلیشه‌ها به تصویر کشید. همه ما می‌دانیم که شخصیت‌ خوب و بد نداریم و درون هرکس حتی بدترین فردی که می‌شناسیم هم رگه‌هایی از خوبی است. به همین دلیل هم وقتی می‌بینیم پاکروان حس رفاقت را در یک مامور ساواک با همه خشونت‌هایش پررنگ می‌کند، به واقعی بودن این شخصیت بیشتر پی می‌بریم. همچنین درباره جمشید نجات، مردی ثروتمند و کارخانه‌دار که نه آزارش به کسی می‌رسد و نه رفتار زشتی با آدم‌ها دارد. پاکروان پا را از کلیشه‌ها فراتر گذاشت و هم طراحی شخصیت‌ها و هم در طراحی لباس‌ و گریم، اثری نوآورانه خلق کرد.

در پایان

تا قبل از پایان قسمت آخر همه منتظر بودند ببینند سرنوشت شخصیت‌ها چه می‌شود و تینا پاکروان قرار است تکلیف همه آنها را چطور روشن کند. خیلی‌ها فکر می‌کردند در نقطه پایان امیر تنها زنده می‌ماند و همه را به کشتن می‌دهد اما داستان اینگونه رقم نخورد و سکانس پایانی به اثری عاشقانه و تلخ تبدیل شد. واکنش‌ها نسبت به پایان سریال متفاوت است. خیلی‌ها معتقدند بعضی سوال‌ها پاسخ مناسبی نیافته‌اند و بعضی‌ها از اینکه نامه سعید به دست شیرین نرسیده است ناراحتند. با این حال در مجموع می‌توان گفت انتظارها را برآورده کرده و سکانس عاشقانه انتهایی، خیلی‌ها را به گریه انداخته است.

«تاسیان» به کارگردانی تینا پاکروان در پلتفرم فیلیمو منتشر می‌شد که جمعه ۳ مرداد به پایان رسید.

دیدگاهتان را بنویسید